ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

پیشینه مذهبی استان کهگیلویه و بویراحمد

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

(تفاوت بین نسخه‌ها)
پرش به: ناوبری, جستجو
 
 
(یک ویرایش میانی توسط یک کاربر نشان داده نشده‌است)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
 +
پيشينه مذهبى
 +
 +
مذهب ساكنان قديم كوه گيلويه يعنى كاسيها [ساكنان قديم كوه گيلويه در عهد باستان] نمونه‏اى كهن از نيا پرستى را مجسم مى‏سازد.
 +
مهمترين خدايان آنها «كاشو» در عين حال، فياى كاسى‏ها نيز محسوب مى‏شده است، به گفته گريشمن «اسب نشانه‏اى الهى در نزد كاسيان بود».
 +
 +
حسن پيرنيا مى‏نويسد: «اين موضوع تاريك، ولى باز كلياتى معلوم شده، عالم از نظر عيلامى‏ها [در زمان عيلاميها مذهب ساكنان كوه گيلويه و بويراحمد با آنها يكى بوده است] پر از ارواح بود، خداى بزرگ را «شوشيناك» مى‏ناميدند، ولى پرستش او فقط به پادشاه و كاهنان اختصاص داشت.
 +
 +
پس از او به شش خدا و پس از آنها به گروهى از ارواح معتقد بودند و هر كدام از ارواح را، خداى جايى مى‏دانستند، عيلاميها مانند بابليها، مجسمه خدايان را مى‏ساختند، وقتى كه مجسمه شهرى را به شهر ديگر مى‏بردند، عقيده داشتند كه خداى آن شهر را انتقال داده‏اند.
 +
 +
در زمان پارتيها، بزرگترين خداى پارتى، آفتاب و ماه بود، البته آفتاب را، مهر مى‏ناميدند، هنگام طلوعش او را مى‏پرستيدند در معابدشان براى او قربانى‏ها مى‏كردند و نيازها مى‏دادند و هيكل‏هايى براى او ساخته، آن را با ماه، نماينده روشنايى مى‏دانستند.
 +
 +
در زمان عمر بن خطاب حكومت بحرين را به عثمان بن ابى العاص ثقفى سپرد و او و برادرش حكم بن ابى العاص با لشگرى از قبايل عرب عبد القيس و از دو بنى ناجيه و تمييم به جزيره ابر كاوان يا بنى كاوان حمله كرد و آن جزيره را كه بر ساحل درياى پارس قرار داشت تصرف نمود و نام آن را عبدالقيس (كيش) نهادند.
 +
 +
پس از آن شهرهاى ساحلى خليج فارس كه در خطوط حمله سپاهيان مسلمين بود يكى پس از ديگرى گشوده شد و شهر توّج واقع در ناحيه ماهور ميلاقى ممسنى نيز به دست اعراب مسلمان افتاد و پايگاه سپاه اسلامى گرديد.
 +
 +
با تصرف توّج كه آب و هوايش متناسب با زندگى اعراب بود، عده‏اى از طوايف عرب عبدالقيس و تمييم و ازد در آنجا سكونت كردند و آنجا مركز حكومتى مسلمانان شد. اعراب از توّج به شهرهاى اطراف حمله نمودند و در مصاف با شهربان فارس «شهرك مرزبان» وى شكست خورد و كشته شد و با قتل وى اعراب شهرهاى شاپور، جره، كازرون، نوبندگان و ارجان را تصرف كردند و مردم آنجا با قبول و پذيرش جزيه و ذمى شدن با مسلمانان صلح كردند و اسلام آوردند.
 +
 +
در ناحيه كوهستانى فارس كه بعدها به كوه گيلويه معروف گرديد پنج قبيله كرد سكنى كرده بودند كه به آنها زم كردها مى‏گفتند كردان فارس پس از سقوط مراكز كوره‏هاى فارس و استانهاى خوزستان و جبل (عراق عجم) اسلام پذيرفتند.
 +
 +
ولى اين پذيرش طبعا با توجه به تعصبات مذهبى و اعتقاد و احترامى كه به دين قديم خود داشتند و به استناد وجود ويرانه‏هاى معابد و آتشكده هايى كه بناهايشان هنوز موجود است تدريجى بود و به مرور زمان به انجام رسيد.
 +
 +
مسلما با پذيرش اسلام دين اوليه مذهب تسنن بود همانطور كه مستوفى در نزهة القلوب چنين مى‏آورد: «جيل جيلويه [كوه گيلويه] ولايت بسيار است و قهستان [كوهستان] و نواحى فراوان دارد و با لرستان پيوسته است... و مردم آنجا شافعى مذهب و سنى‏اند».
 +
 +
شيعى گرى كه جنبشهاى ديگرى از آن با عناوين: خرم دينان، اسماعيليان و سربداران مشهور است، پس از حركت آشكار و جنگهايى كه با عاملان حكومتهاى عباسى نمودند دنباله‏اش به نواحى جبل (لرستان، كهگيلويه و بويراحمد، همدان و اصفهان) كشيده شد و اين ولايات را در بر گرفت.
 +
 +
با توجه به اين موضوع، آئين خرم دينان كه شعبه‏اى از تشيع علوى بود به رهبرى بابك خرم دين در سرزمين «زير لالستان» كهگيلويه رواج يافت كه هم زمان با آن، قيام اسماعيليان علوى مذهب، كه از حضرت اسماعيل بن جعفر صادق عليه‏السلامتبعيت مى‏كردند روى داد.
 +
 +
خيزش و حركت اين فرقه كه سالها طول كشيد باعث درد سر حاكمان آن زمان گرديد و تا جايى پيش رفت كه سراسر استانهاى لرستان، خوزستان و كهگيلويه و بويراحمد را فرا گرفت.
 +
 +
گسترش و حركت نهضتهاى شيعى علاوه بر علاقه و شركت مردم، نياز به كمكهاى سران و حاكمان محلى داشت كه در اين زمينه خاندان عجلى خزاعى عرب كه حاكم بر لرستان و كهگيلويه بودند نقش مهمى داشتند. خاندان اتابكان لرستان بزرگ (آل فضلويه) نيز در هوادارى از قيامهاى شيعى نقش بسزايى داشتند و از ارادتمندان خاندان على عليه‏السلام بوده‏اند.
 +
 +
مهمترين فعاليت شيعى در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوى (931ـ984 ه .ق) صورت گرفت و او بود كه تشكيلات جديدى براى تعليمات و گسترش تشيع در نقاط مختلف ايلات انجام داد.
 +
 +
بر اساس مدارك موجود، شاه طهماسب طى حكمى، يكى از مشاهير علماى منطقه به نام مولانا كمال الدين عبدالسلام علوى را مأمور تبليغ تشيع در نواحى عشايرى فارس از جمله شولستان و توابع آن و شعب باشت و كهگيلويه نمود. در اين فرمان شاه طهماسب، كمال الدين را به برپايى نماز، امر به معروف و نهى از منكر، ترويج مساجد، مدارس، تكايا و شكستن وسايل ايجاد كارهاى حرام امر كرده بود.
 +
 +
بر اساس آمار مربوط به سال 1375، از 544356 نفر جمعيت استان 543484 نفر مسلمان، 112 نفر زرتشتى، 11 نفر مسيحى، 2 نفر كليمى، 214 نفر ساير و 533 نفر اظهار نشده بوده است.
 +
 +
جمعيت مسلمان شامل 275388 نفر مرد و 268096 نفر زن بوده‏اند. از اين تعداد 213235 نفر در نقاط شهرى و 327158 نفر در نقاط روستايى ساكن بوده‏اند.
 +
 +
جدول 1ـ5ـ توزيع نسبى جمعيت بر حسب دين به تفكيك ساكن و غير ساكن
 +
 +
ديناستانساكنغيرساكن  نقاط شهرىنقاط روستايى
 +
 +
جمع00/10000/10000/10000/100
 +
 +
مسلمان84/9985/9984/9945/99
 +
 +
زرتشتى02/001/003/000/0
 +
 +
مسيحى00/000/000/000/0
 +
 +
كليمى00/000/000/000/0
 +
 +
ساير و اظهار نشده14/014/013/055/0
 +
 +
مأخذ: سرشمارى عمومى نفوس و مسكن 1375، نتايج تفصيلى استان كهگيلويه و بويراحمد.
  
  
 
{{منابع}}
 
{{منابع}}
 
[[رده:پیشینه مذهبی]]
 
[[رده:پیشینه مذهبی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۷

پيشينه مذهبى

مذهب ساكنان قديم كوه گيلويه يعنى كاسيها [ساكنان قديم كوه گيلويه در عهد باستان] نمونه‏اى كهن از نيا پرستى را مجسم مى‏سازد. مهمترين خدايان آنها «كاشو» در عين حال، فياى كاسى‏ها نيز محسوب مى‏شده است، به گفته گريشمن «اسب نشانه‏اى الهى در نزد كاسيان بود».

حسن پيرنيا مى‏نويسد: «اين موضوع تاريك، ولى باز كلياتى معلوم شده، عالم از نظر عيلامى‏ها [در زمان عيلاميها مذهب ساكنان كوه گيلويه و بويراحمد با آنها يكى بوده است] پر از ارواح بود، خداى بزرگ را «شوشيناك» مى‏ناميدند، ولى پرستش او فقط به پادشاه و كاهنان اختصاص داشت.

پس از او به شش خدا و پس از آنها به گروهى از ارواح معتقد بودند و هر كدام از ارواح را، خداى جايى مى‏دانستند، عيلاميها مانند بابليها، مجسمه خدايان را مى‏ساختند، وقتى كه مجسمه شهرى را به شهر ديگر مى‏بردند، عقيده داشتند كه خداى آن شهر را انتقال داده‏اند.

در زمان پارتيها، بزرگترين خداى پارتى، آفتاب و ماه بود، البته آفتاب را، مهر مى‏ناميدند، هنگام طلوعش او را مى‏پرستيدند در معابدشان براى او قربانى‏ها مى‏كردند و نيازها مى‏دادند و هيكل‏هايى براى او ساخته، آن را با ماه، نماينده روشنايى مى‏دانستند.

در زمان عمر بن خطاب حكومت بحرين را به عثمان بن ابى العاص ثقفى سپرد و او و برادرش حكم بن ابى العاص با لشگرى از قبايل عرب عبد القيس و از دو بنى ناجيه و تمييم به جزيره ابر كاوان يا بنى كاوان حمله كرد و آن جزيره را كه بر ساحل درياى پارس قرار داشت تصرف نمود و نام آن را عبدالقيس (كيش) نهادند.

پس از آن شهرهاى ساحلى خليج فارس كه در خطوط حمله سپاهيان مسلمين بود يكى پس از ديگرى گشوده شد و شهر توّج واقع در ناحيه ماهور ميلاقى ممسنى نيز به دست اعراب مسلمان افتاد و پايگاه سپاه اسلامى گرديد.

با تصرف توّج كه آب و هوايش متناسب با زندگى اعراب بود، عده‏اى از طوايف عرب عبدالقيس و تمييم و ازد در آنجا سكونت كردند و آنجا مركز حكومتى مسلمانان شد. اعراب از توّج به شهرهاى اطراف حمله نمودند و در مصاف با شهربان فارس «شهرك مرزبان» وى شكست خورد و كشته شد و با قتل وى اعراب شهرهاى شاپور، جره، كازرون، نوبندگان و ارجان را تصرف كردند و مردم آنجا با قبول و پذيرش جزيه و ذمى شدن با مسلمانان صلح كردند و اسلام آوردند.

در ناحيه كوهستانى فارس كه بعدها به كوه گيلويه معروف گرديد پنج قبيله كرد سكنى كرده بودند كه به آنها زم كردها مى‏گفتند كردان فارس پس از سقوط مراكز كوره‏هاى فارس و استانهاى خوزستان و جبل (عراق عجم) اسلام پذيرفتند.

ولى اين پذيرش طبعا با توجه به تعصبات مذهبى و اعتقاد و احترامى كه به دين قديم خود داشتند و به استناد وجود ويرانه‏هاى معابد و آتشكده هايى كه بناهايشان هنوز موجود است تدريجى بود و به مرور زمان به انجام رسيد.

مسلما با پذيرش اسلام دين اوليه مذهب تسنن بود همانطور كه مستوفى در نزهة القلوب چنين مى‏آورد: «جيل جيلويه [كوه گيلويه] ولايت بسيار است و قهستان [كوهستان] و نواحى فراوان دارد و با لرستان پيوسته است... و مردم آنجا شافعى مذهب و سنى‏اند».

شيعى گرى كه جنبشهاى ديگرى از آن با عناوين: خرم دينان، اسماعيليان و سربداران مشهور است، پس از حركت آشكار و جنگهايى كه با عاملان حكومتهاى عباسى نمودند دنباله‏اش به نواحى جبل (لرستان، كهگيلويه و بويراحمد، همدان و اصفهان) كشيده شد و اين ولايات را در بر گرفت.

با توجه به اين موضوع، آئين خرم دينان كه شعبه‏اى از تشيع علوى بود به رهبرى بابك خرم دين در سرزمين «زير لالستان» كهگيلويه رواج يافت كه هم زمان با آن، قيام اسماعيليان علوى مذهب، كه از حضرت اسماعيل بن جعفر صادق عليه‏السلامتبعيت مى‏كردند روى داد.

خيزش و حركت اين فرقه كه سالها طول كشيد باعث درد سر حاكمان آن زمان گرديد و تا جايى پيش رفت كه سراسر استانهاى لرستان، خوزستان و كهگيلويه و بويراحمد را فرا گرفت.

گسترش و حركت نهضتهاى شيعى علاوه بر علاقه و شركت مردم، نياز به كمكهاى سران و حاكمان محلى داشت كه در اين زمينه خاندان عجلى خزاعى عرب كه حاكم بر لرستان و كهگيلويه بودند نقش مهمى داشتند. خاندان اتابكان لرستان بزرگ (آل فضلويه) نيز در هوادارى از قيامهاى شيعى نقش بسزايى داشتند و از ارادتمندان خاندان على عليه‏السلام بوده‏اند.

مهمترين فعاليت شيعى در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوى (931ـ984 ه .ق) صورت گرفت و او بود كه تشكيلات جديدى براى تعليمات و گسترش تشيع در نقاط مختلف ايلات انجام داد.

بر اساس مدارك موجود، شاه طهماسب طى حكمى، يكى از مشاهير علماى منطقه به نام مولانا كمال الدين عبدالسلام علوى را مأمور تبليغ تشيع در نواحى عشايرى فارس از جمله شولستان و توابع آن و شعب باشت و كهگيلويه نمود. در اين فرمان شاه طهماسب، كمال الدين را به برپايى نماز، امر به معروف و نهى از منكر، ترويج مساجد، مدارس، تكايا و شكستن وسايل ايجاد كارهاى حرام امر كرده بود.

بر اساس آمار مربوط به سال 1375، از 544356 نفر جمعيت استان 543484 نفر مسلمان، 112 نفر زرتشتى، 11 نفر مسيحى، 2 نفر كليمى، 214 نفر ساير و 533 نفر اظهار نشده بوده است.

جمعيت مسلمان شامل 275388 نفر مرد و 268096 نفر زن بوده‏اند. از اين تعداد 213235 نفر در نقاط شهرى و 327158 نفر در نقاط روستايى ساكن بوده‏اند.

جدول 1ـ5ـ توزيع نسبى جمعيت بر حسب دين به تفكيك ساكن و غير ساكن

ديناستانساكنغيرساكن نقاط شهرىنقاط روستايى

جمع00/10000/10000/10000/100

مسلمان84/9985/9984/9945/99

زرتشتى02/001/003/000/0

مسيحى00/000/000/000/0

كليمى00/000/000/000/0

ساير و اظهار نشده14/014/013/055/0

مأخذ: سرشمارى عمومى نفوس و مسكن 1375، نتايج تفصيلى استان كهگيلويه و بويراحمد.



منابع