ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

نهضت مشروطه در استان آذربایجان شرقی

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

(تفاوت بین نسخه‌ها)
پرش به: ناوبری, جستجو
جز (۱ نسخه)
 
سطر ۱: سطر ۱:
  
 +
گرچه مظالم حكام قاجاريه در همه ولايات ايران توده‏هاى مردم را به ستوه آورده و زمينه قيام عمومى را براى عدالتخواهى فراهم كرده بود اما اهالى آذربايجان به ويژه مردم شهر تبريز در رنج و فشار مضاعف زندگى مى‏كردند.
 +
 +
همسايگى با روسيه و عثمانى و آشنايى مردم با وضعيت دنياى جديد و همچنين استقرار محمدعلى ميرزا وليعهد فاسق قاجار در تبريز، و از سوى ديگر مجاورت آذربايجان با نواحى كردنشين، وضعيتى را در اين ايالت به وجود آورده بود كه نتيجه آن، ناامنى فراگير، چپاول دسترنج كشاورزان توسط اربابان و آزادى عمل مأموران و وابستگان دولتى نسبت به جان و مال مردم بود.
 +
 +
از اين رو با شروع نهضت مشروطه، مردم ناحيه آذربايجان به ويژه تبريز كه به آن «شهر قهرمان» نام داده‏اند، در اين نهضت سهم به سزايى داشتند، به گونه‏اى كه اكثر قهرمانان مشروطيت ايران از آذربايجان بودند و از هيچ گونه فداكارى و جانبازى در اين راه نيز كوتاهى نكردند.
 +
زمانى كه نهضت مشروطه در ايران آغاز گرديد، قبل از آن و شايد خيلى زودتر از آن در تبريز شروع به فعاليت كرده بود اما به دليل سرسختى رژيم، موقعيت را مناسب نديدند، ولى در اين زمان با تهران همصدا دست به كار شدند.
 +
 +
مردم تبريز بازارها را به مدت ده روز بستند و در مسجد صمصام متحصن شدند. در اين زمان چند نفر از علماء معروف نيز به آنها ملحق شدند و هر روز شعار مشروطه خواهى را سر مى‏دادند تا اينكه اعلاميه مشروطيت صادر شد. مردم با شوق و خوشحالى شهر را چراغان كردند و سران نهضت انجمنى تشكيل دادند كه نمايندگان كليه اصناف در اين انجمن عضو شدند.
 +
 +
در چنين شرايطى با توجه به اين كه سران آزاديخواهان مى‏دانستند كه آزادى را بدون قدرت نمى‏توان از دستبرد دشمنان محفوظ نگه داشت، يك انجمن سرى تأسيس نمودند كه اعضاى آن از افراد مورد اعتماد و معتقد به مشروطيت بودند.
 +
انتخاب نمايندگان طبق قانون همچون تهران در تبريز نيز انجام شد و مردم به نمايندگانى كه شايسته اين مقام بودند رأى دادند و افراد زير انتخاب شدند:
 +
 +
1ـ حاج ميرزا ابراهيم آقا،
 +
 +
2ـ سيد حسن تقى زاده،
 +
 +
3ـ مستشارالدوله،
 +
 +
4ـ آقا ميرزا فضلعلى،
 +
 +
5ـ امام جمعه خويى،
 +
 +
6ـ احسن الدوله،
 +
 +
7ـ هدايت الله ميرزا،
 +
 +
8ـ طالب اف،
 +
 +
9ـ فرشى.
 +
 +
محمد على شاه هنگامى كه فرمانرواى كل آذربايجان بود با رفتار خشن خود نسبت به مشروطه خواهان در تبريز، نشان داده بود كه به كدام طرف تمايل دارد. با اين حال طبق اصل 39 قانون اساسى، پيش از تاجگذارى در مجلس حاضر شد و رسما به نحوى كه مقرر شده بود قسم ياد كرد، ولى خيلى زود بر خلاف سوگند خود با مجلس به مخالفت برخاست  و نهايتا در 23 جمادى الاول 1326 ه .ق مجلس را به توپ بست.
 +
 +
در جريان حمله قواى قزاق و ساير نيروهاى دولتى به مجلس شوراى ملى در دوم تير 1287، دو دسته از مدافعان حقيقى مشروطه به دفاع پرداختند كه يك دسته در بالاخانه‏ها و پشت‏بامهاى مجلس و مناره‏هاى اطراف سنگر گرفته و دسته دوم متشكل از آذربايجانى‏ها، در پشت بام انجمن آذربايجانيان و خانه‏هاى ظل السلطان در برابر هجوم همه جانبه قواى استبداد ايستادگى كردند.
 +
 +
ولى به سبب آزادى عمل افسران روس و شليك پى در پى توپخانه عده‏اى از آنها شهيد و مجروح شده و بالاخره سنگرهاى آنها نيز سقوط كرد.
 +
 +
به دنبال شكست آزاديخواهان در تهران، به دستور محمدعلى شاه، انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى را بسته و باقى مانده مشروطه‏خواهان را تار و مار كردند.
 +
 +
اما على‏رغم اينكه قواى استبداد، پيروزى بر تبريز را همزمان با تسليم تهران، پيش‏بينى كرده بودند، ليكن شهر در دست آزادى خواهان و مجاهدين مشروطه بود و رژيم استبدادى مى‏دانست در صورتى كه نتواند به تبريز دست يازد مجددا نظام مشروطه احيا خواهد شد.
 +
 +
لذا در مدت يك ماه همه قواى زبده دولتى، عشايرى و قزاق به سوى تبريز روانه شدند و بدين ترتيب شهر تبريز به محاصره نيروهاى استبداد درآمد.
 +
در مدت 11 ماه محاصره تبريز، بيش از 20 نبرد بزرگ مابين مجاهدين به فرماندهى ستار خان و باقر خان از يك طرف و نيروهاى استبداد از طرف ديگر رخ داد. در اغلب اين نبردها با اينكه تعداد مجاهدين نسبت به قواى استبداد بسيار كم بودند ولى فداكارى و آگاهى آنها باعث پيروزى‏شان بود. در جريان جنگهاى تبريز بيش از پانصد نفر از مجاهدين شجاع و آزادى‏خواه به شهادت رسيدند و بسيارى از تجارت‏خانه‏ها و منازل شخصى افراد، توسط نيروهاى دولتى غارت گرديد.
 +
 +
محاصره شهر از يكسو و سرماى سخت از سوى ديگر، زندگى را بر مردم مقاوم تبريز سخت كرده و مجاهدين را در تنگنا گذاشته بود تا اينكه در سى‏ام فروردين 1288، پس از آنكه محمدعلى شاه نتوانست اهداف روس‏ها را براى برچيدن كامل مشروطه تأمين نمايد، دولت روسيه مستقيما وارد عمل گرديد و در ظاهر براى باز كردن راههاى تجارى و در اصل براى اشغال شمال ايران و قلع و قمع آزادى خواهان و مشروطه طلبان، نيروهاى خود را به تبريز، خوى، ارسباران و اردبيل گسيل داشت.
 +
 +
بعد از انتشار خبر گذر نيروهاى روسى از جلفا، مجاهدين تبريز با درك موقعيت پيچيده، دست از نبرد برداشتند تا مانع تجاوز بيگانگان شوند و با ارسال تلگراف به محمدعلى شاه، از او خواستند تا در مقابل تسليم شهر به قواى دولتى و در راستاى حفظ استقلال كشور مانع از ورود قواى بيگانه به كشور شود  كه نتيجه‏اى در بر نداشت.
 +
 +
اولين اقدام روس‏ها پس از ورود به ايران، اعلام اولتيماتوم به دولت براى اخراج سردار و سالار ملى از تبريز بود كه داستان اندوهناكى دارد و نتيجه آن را بايد در كنار قبر قهرمان آزادى ايران در قبرستان حضرت عبدالعظيم و يا در قربانگاه سالار ملى (كرمانشاه) و همچنين آوارگى و پريشانى مجاهدين آذربايجانى در تهران (بعد از به قدرت رسيدن فرصت طلبان) جويا شد.
 +
 +
به دنبال آن، شروع به دستگيرى سران مجاهدين نمودند و براى اينكه به مقدسات مسلمانان اهانت كنند روز عاشورا 1330 ه .ق را براى اعدام 8 تن از بهترين مردمان و فرزندان رشيد و آزادى‏خواه انتخاب كردند.
 +
 +
ابتدا ثقة الاسلام، بعد ضياء العلماء و شش تن ديگر را به دار كشيدند و بدين ترتيب، قيامى مقدس در نطفه خفه شد تا منافع زورمندان همچنان تثبيت شده بماند و كسى را ياراى مخالفت نباشد.
 +
 +
پس از شهادت ثقه الاسلام تبريزى، روس‏ها همچنان در تبريز باقى ماندند و صمدخان شجاع الدوله با بيدادگرى تمام بر آذربايجان حكومت مى‏كرد.
 +
در اين مدت تعداد ديگرى از آزادى‏خواهان كه در خانه مخفى يا پناهنده بودند دستگير و يا به روس‏ها تحويل و يا به دستور شخص صمد خان آنها را به دار آويخته، سر بريده و به شهادت رسانيدند.
  
 
{{منابع}}
 
{{منابع}}
 
[[رده:نهضت مشروطه]]
 
[[رده:نهضت مشروطه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۰۹

گرچه مظالم حكام قاجاريه در همه ولايات ايران توده‏هاى مردم را به ستوه آورده و زمينه قيام عمومى را براى عدالتخواهى فراهم كرده بود اما اهالى آذربايجان به ويژه مردم شهر تبريز در رنج و فشار مضاعف زندگى مى‏كردند.

همسايگى با روسيه و عثمانى و آشنايى مردم با وضعيت دنياى جديد و همچنين استقرار محمدعلى ميرزا وليعهد فاسق قاجار در تبريز، و از سوى ديگر مجاورت آذربايجان با نواحى كردنشين، وضعيتى را در اين ايالت به وجود آورده بود كه نتيجه آن، ناامنى فراگير، چپاول دسترنج كشاورزان توسط اربابان و آزادى عمل مأموران و وابستگان دولتى نسبت به جان و مال مردم بود.

از اين رو با شروع نهضت مشروطه، مردم ناحيه آذربايجان به ويژه تبريز كه به آن «شهر قهرمان» نام داده‏اند، در اين نهضت سهم به سزايى داشتند، به گونه‏اى كه اكثر قهرمانان مشروطيت ايران از آذربايجان بودند و از هيچ گونه فداكارى و جانبازى در اين راه نيز كوتاهى نكردند. زمانى كه نهضت مشروطه در ايران آغاز گرديد، قبل از آن و شايد خيلى زودتر از آن در تبريز شروع به فعاليت كرده بود اما به دليل سرسختى رژيم، موقعيت را مناسب نديدند، ولى در اين زمان با تهران همصدا دست به كار شدند.

مردم تبريز بازارها را به مدت ده روز بستند و در مسجد صمصام متحصن شدند. در اين زمان چند نفر از علماء معروف نيز به آنها ملحق شدند و هر روز شعار مشروطه خواهى را سر مى‏دادند تا اينكه اعلاميه مشروطيت صادر شد. مردم با شوق و خوشحالى شهر را چراغان كردند و سران نهضت انجمنى تشكيل دادند كه نمايندگان كليه اصناف در اين انجمن عضو شدند.

در چنين شرايطى با توجه به اين كه سران آزاديخواهان مى‏دانستند كه آزادى را بدون قدرت نمى‏توان از دستبرد دشمنان محفوظ نگه داشت، يك انجمن سرى تأسيس نمودند كه اعضاى آن از افراد مورد اعتماد و معتقد به مشروطيت بودند. انتخاب نمايندگان طبق قانون همچون تهران در تبريز نيز انجام شد و مردم به نمايندگانى كه شايسته اين مقام بودند رأى دادند و افراد زير انتخاب شدند:

1ـ حاج ميرزا ابراهيم آقا،

2ـ سيد حسن تقى زاده،

3ـ مستشارالدوله،

4ـ آقا ميرزا فضلعلى،

5ـ امام جمعه خويى،

6ـ احسن الدوله،

7ـ هدايت الله ميرزا،

8ـ طالب اف،

9ـ فرشى.

محمد على شاه هنگامى كه فرمانرواى كل آذربايجان بود با رفتار خشن خود نسبت به مشروطه خواهان در تبريز، نشان داده بود كه به كدام طرف تمايل دارد. با اين حال طبق اصل 39 قانون اساسى، پيش از تاجگذارى در مجلس حاضر شد و رسما به نحوى كه مقرر شده بود قسم ياد كرد، ولى خيلى زود بر خلاف سوگند خود با مجلس به مخالفت برخاست و نهايتا در 23 جمادى الاول 1326 ه .ق مجلس را به توپ بست.

در جريان حمله قواى قزاق و ساير نيروهاى دولتى به مجلس شوراى ملى در دوم تير 1287، دو دسته از مدافعان حقيقى مشروطه به دفاع پرداختند كه يك دسته در بالاخانه‏ها و پشت‏بامهاى مجلس و مناره‏هاى اطراف سنگر گرفته و دسته دوم متشكل از آذربايجانى‏ها، در پشت بام انجمن آذربايجانيان و خانه‏هاى ظل السلطان در برابر هجوم همه جانبه قواى استبداد ايستادگى كردند.

ولى به سبب آزادى عمل افسران روس و شليك پى در پى توپخانه عده‏اى از آنها شهيد و مجروح شده و بالاخره سنگرهاى آنها نيز سقوط كرد.

به دنبال شكست آزاديخواهان در تهران، به دستور محمدعلى شاه، انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى را بسته و باقى مانده مشروطه‏خواهان را تار و مار كردند.

اما على‏رغم اينكه قواى استبداد، پيروزى بر تبريز را همزمان با تسليم تهران، پيش‏بينى كرده بودند، ليكن شهر در دست آزادى خواهان و مجاهدين مشروطه بود و رژيم استبدادى مى‏دانست در صورتى كه نتواند به تبريز دست يازد مجددا نظام مشروطه احيا خواهد شد.

لذا در مدت يك ماه همه قواى زبده دولتى، عشايرى و قزاق به سوى تبريز روانه شدند و بدين ترتيب شهر تبريز به محاصره نيروهاى استبداد درآمد. در مدت 11 ماه محاصره تبريز، بيش از 20 نبرد بزرگ مابين مجاهدين به فرماندهى ستار خان و باقر خان از يك طرف و نيروهاى استبداد از طرف ديگر رخ داد. در اغلب اين نبردها با اينكه تعداد مجاهدين نسبت به قواى استبداد بسيار كم بودند ولى فداكارى و آگاهى آنها باعث پيروزى‏شان بود. در جريان جنگهاى تبريز بيش از پانصد نفر از مجاهدين شجاع و آزادى‏خواه به شهادت رسيدند و بسيارى از تجارت‏خانه‏ها و منازل شخصى افراد، توسط نيروهاى دولتى غارت گرديد.

محاصره شهر از يكسو و سرماى سخت از سوى ديگر، زندگى را بر مردم مقاوم تبريز سخت كرده و مجاهدين را در تنگنا گذاشته بود تا اينكه در سى‏ام فروردين 1288، پس از آنكه محمدعلى شاه نتوانست اهداف روس‏ها را براى برچيدن كامل مشروطه تأمين نمايد، دولت روسيه مستقيما وارد عمل گرديد و در ظاهر براى باز كردن راههاى تجارى و در اصل براى اشغال شمال ايران و قلع و قمع آزادى خواهان و مشروطه طلبان، نيروهاى خود را به تبريز، خوى، ارسباران و اردبيل گسيل داشت.

بعد از انتشار خبر گذر نيروهاى روسى از جلفا، مجاهدين تبريز با درك موقعيت پيچيده، دست از نبرد برداشتند تا مانع تجاوز بيگانگان شوند و با ارسال تلگراف به محمدعلى شاه، از او خواستند تا در مقابل تسليم شهر به قواى دولتى و در راستاى حفظ استقلال كشور مانع از ورود قواى بيگانه به كشور شود كه نتيجه‏اى در بر نداشت.

اولين اقدام روس‏ها پس از ورود به ايران، اعلام اولتيماتوم به دولت براى اخراج سردار و سالار ملى از تبريز بود كه داستان اندوهناكى دارد و نتيجه آن را بايد در كنار قبر قهرمان آزادى ايران در قبرستان حضرت عبدالعظيم و يا در قربانگاه سالار ملى (كرمانشاه) و همچنين آوارگى و پريشانى مجاهدين آذربايجانى در تهران (بعد از به قدرت رسيدن فرصت طلبان) جويا شد.

به دنبال آن، شروع به دستگيرى سران مجاهدين نمودند و براى اينكه به مقدسات مسلمانان اهانت كنند روز عاشورا 1330 ه .ق را براى اعدام 8 تن از بهترين مردمان و فرزندان رشيد و آزادى‏خواه انتخاب كردند.

ابتدا ثقة الاسلام، بعد ضياء العلماء و شش تن ديگر را به دار كشيدند و بدين ترتيب، قيامى مقدس در نطفه خفه شد تا منافع زورمندان همچنان تثبيت شده بماند و كسى را ياراى مخالفت نباشد.

پس از شهادت ثقه الاسلام تبريزى، روس‏ها همچنان در تبريز باقى ماندند و صمدخان شجاع الدوله با بيدادگرى تمام بر آذربايجان حكومت مى‏كرد. در اين مدت تعداد ديگرى از آزادى‏خواهان كه در خانه مخفى يا پناهنده بودند دستگير و يا به روس‏ها تحويل و يا به دستور شخص صمد خان آنها را به دار آويخته، سر بريده و به شهادت رسانيدند.


منابع