ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

محدثان استان تهران

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

(تفاوت بین نسخه‌ها)
پرش به: ناوبری, جستجو
 
 
(یک ویرایش میانی توسط یک کاربر نشان داده نشده‌است)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
 +
ابوعبدالله حسين نوفلى نخعى (حسين ـ نوفلى)
 +
 +
ابو عبدالله، محدث، شاعر و اديب از اصحاب امام رضا عليه‏السلاممى‏باشد.  او ساكن رى بود و در همان شهر نيز وفات يافت.  نجاشى مى‏گويد جمعى از قميين گفته‏اند كه او در آخر عمر اهل غلو گرديده است ولى من چيزى كه دلالت بر اين امر نمايد را نديدم.
 +
 +
او در طريق اسناد بيست و دو روايت قرار گرفته است. ايشان علاوه بر روايت از امام صادق عليه‏السلام از حسين بن على بن حمزه، على بن سالم و على بن غراب نيز روايت كرده است.
 +
 +
چنان چه ابراهيم بن هاشم، موسى نخعى و حسن بن على كوفى از او روايت نموده‏اند.
 +
 +
از جمله كتابهاى اوست: كتاب التقيه، كتاب السنة.
 +
 +
محمد بن ابان بن عايشه قصرانى
 +
 +
وى برادر وليد بن ابان، كاتب عيسى بن جعفر است. محمد از هشام بن عبدالله (فقيه حنفى رازى متوفى به سال 221 ه .ق) روايت مى‏كرد. (نام قصران براى نخستين بار در ذكر اين دو برادر از رجال قرن دوم آمده است.)
 +
 +
محمد بن صباح دولابى
 +
 +
وى به سال 150 ه .ق در دولاب رى تولد يافت. و در بغداد به شهرت رسيد و به سال 227 در همان شهر وفات يافت. دولابى از مشايخ حديثى احمد حنبل به شمار مى‏رود. بخارى و مسلم از او نقل حديث نموده‏اند.
 +
 +
عبدالعظيم حسنى
 +
 +
حضرت ابوالقاسم عبدالعظيم حسنى از نوادگان زيد بن حسن بن على عليه‏السلام در سال 173 ه .ق در شهر مدينه به دنيا آمد و از دوران كودكى و نوجوانى ايشان اطلاعاتى در دست نيست. ظاهرا حضرت عبدالعظيم به فرمان حضرت امام على النقى عليه‏السلام و در دوره خلافت المعتز بالله از سامره و از راه طبرستان به رى مهاجرت كرد.
 +
 +
حضرت عبدالعظيم در دوران زندگى از محضر امام محمد تقى، امام على النقى و امام حسن عسگرى عليه‏السلام استفاده نموده و آن بزرگواران وى را مورد لطف خود قرار مى‏دادند تا جايى كه اين عمل موجب غبطه و حسد ديگران قرار مى‏گرفت. او در زمان حضرت هادى عليه‏السلام به خدمتش مى‏رسيد عمال خليفه كه رفت و آمدهاى حضرت هادى عليه‏السلام را كنترل مى‏كردند دستور توقيف و حبس عبدالعظيم حسنى را صادر نمودند لذا او به طرف رى حركت كرد و در حدود سال 250 ه .ق به شهر رى وارد گرديد.
 +
 +
وى در رى و در سكة الموالى در خانه مردى از شيعيان سكنى گزيد و خود را از ترس عوامل بنى عباس از مردم مخفى مى‏داشت. روزها را به روزه و شب‏ها را به عبادت مى‏گذراند. وى در ميان فرزندان ائمه عليه‏السلام داراى مقامى خاص بوده است و بسيارى از ائمه عليه‏السلام او را ستوده‏اند.
 +
 +
او در پهنه علم و دانش فقيهى بزرگ و محدثى گرانقدر بوده است و حديث عرض دين حضرت عبدالعظيم به امام محمد تقى عليه‏السلامدر بسيارى از كتب حديثى نقل و از شهرت كافى برخوردار است.
 +
 +
شيعيان به سوى حضرت عبدالعظيم مى‏شتافتند و احكام دين را از وى فرا مى‏گرفتند. درباره منزلت علمى او امام على النقى عليه‏السلام به ابا حماد رازى كه خود را به سختى به سامرا رسانده بود تا مسايل دينش را از او سوال كند چنين فرمود:
 +
«يا ابا حماد اذا اشكل عليك شيئى من امر دينك فاسئل عن عبدالعظيم حسنى و اقراه منى السلام».
 +
 +
همچنين امام هادى عليه‏السلام ثواب زيارت حضرت عبدالعظيم را همانند زيارت امام حسين عليه‏السلام دانسته است و فرمود:
 +
 +
«دخل بعضى اهل الرى على ابى الحسن صاحب العسكر عليه‏السلامفقال اين كنت؟ فقال زرت الحسين عليه‏السلام فقال: اما انك لوزرت قبر عبدالعظيم عندكم لكنت كمن زار الحسين عليه‏السلام».
 +
 +
سرانجام عبدالعظيم در سال 252 ه .ق در شهر رى وفات يافت و او را در باغ عبدالجبار به خاك سپرده شدند.
 +
 +
در نيمه قرن پنجم مجد الملك ابوالفضل اسعد بن محمد رادستانى قمى از اعاظم بزرگان شيعه بقعه‏اى باشكوه بر مزار مقدس آن حضرت بنا كرد.
 +
 +
در سال 725 ه .ق خواجه نجم الدين محمد وزير ايلخان مغول صندوقى گرانبها بر قبر او نصب كرد كه اين صندوق يكى از با ارزش‏ترين آثار تاريخى كشور محسوب مى‏شود.
 +
 +
در دوران صفويه و قاجاريه نيز بناهايى به حرم افزوده شده است.
 +
 +
در دوران معاصر، پس از انقلاب اسلامى و با توليت حجت الاسلام محمدى رى شهرى تحولى در آستانه مقدسه پديد آمده است.
 +
 +
ابو زرعه عبيدالله قرشى مخزومى (عبيدالله ـ رازى)
 +
 +
او در سال 200 ه .ق در رى متولد گرديد  و جهت كسب و تحصيل علم به شهرهاى دور و نزديك از جمله شام، مصر و عراق مسافرت كرد  و در بغداد با احمد بن حنبل مذاكراتى داشته است.
 +
 +
مشهور است وقتى كه احمد با وى مذاكره مى‏نمود از اشتغالات ديگر خود دست برمى‏داشت.
 +
 +
او از ابوالوليد طيالسى، عبدالله بن مسلمة قعنى، قرة بن حبيب و عمرو بن هاشم بيرونى روايت كرده است.
 +
 +
همچنين محمد بن حميد، حرملة بن يحيى و اسحاق بن موسى و ... از ايشان روايت نقل مى‏نمودند.
 +
 +
او يكى از امامان و حافظان حديث بود كه يكصد هزار حديث را از حفظ داشت.
 +
 +
چنين گفته‏اند هر حديثى كه ابوزرعة او را نشناخت، آن حديث بى‏اعتبار است.
 +
 +
سرانجام وى در سال 264 ه .ق در رى وفات نمود.
 +
 +
از جمله آثار او كتاب المسند مى‏باشد.
 +
 +
محمد بن حماد، ابوعبدالله رازى (طهرانى)
 +
 +
محمد بن حماد از محدثين نيمه نخست قرن سوم است. وى براى استماع حديث به شهرهاى مختلفى مانند بغداد، اسكندريه و عسقلان سفر نموده است. احوال محمد در منابع متعددى چون تاريخ بغداد، انساب سمعانى، ميزان الاعتدال و العبر ذهبى و لسان الميزان ابن حجر ضبط شده است. وى در سال 271 ه .ق در عسقلان دار فانى را وداع گفته است.
 +
 +
ابو اسحاق هسنجانى حافظ (ابراهيم ـ هسنجانى)
 +
 +
وى اهل حوالى رى بود  و از طالوت بن عباد، هشام بن عمار، عبيدالله بن معاذ عنبرى و ابوطاهر بن سرح روايت نقل كرده است. هم‏چنان كه ابوجعفر بن مردويه اصفهانى، ابوعمرو بن مطر  مقرى و ابوبكر اسماعيلى از او روايت نقل كرده‏اند. وى از علماء و محدثان مورد اعتماد به شمار مى‏رفت  و براى تحصيل علم و اخذ حديث به شهرهاى مختلفى مانند عراق، شام، و مصر مسافرت  نمود.
 +
سرانجام در سال 301 ه .ق درگذشت. از جمله آثار او «المسند» است كه حدود يكصد جزء دارد.
 +
 +
محمد بن احمد بن سعيد انصارى دولابى
 +
 +
از محدثين و مورخين به نام قرن چهارم است. از مؤلفات وى در علم رجال مى‏توان از الكنى و الاسماء (مطبوع در حيدر آباد دكن) نام برد. دولابى در عراق، مصر، شام، مدينه و مكه روايت نقل مى‏نموده و سرانجام در سال 310 يا 320 ه .ق در بين راه مدينه و مكه در گذشته است.
 +
 +
ابو محمد عبد الرحمان رازى تميمى حنظلى (عبد الرحمان ـ رازى)
 +
 +
او اهل رى و ساكن آن جا بود  و به همراه پدرش به شهرهاى مختلف مسافرت نمود.
 +
 +
او از افرادى چون ابو سعيد اشجع، على بن منذر طريقى، حسن بن عرفة، يونس بن عبدالاعلى و ... روايت كرده است. افرادى چون ابوالشيخ بن حبان، عبدالله بن محمّد بن اسد و ... از او روايت نقل كرده‏اند.
 +
 +
رجال نويسان وى را فردى مورد اعتماد و جليل القدر شمرده و گفته‏اند: او از حافظان بزرگ و محدثان نامى بوده است و در علوم مختلف از جمله فقه، معرفة الرجال، اختلاف صحابه و تابعين تأليفاتى دارد  و جماعتى وى را به زهد، ورع، علم و عمل ستوده‏اند.
 +
او سرانجام در ماه محرم سال 327 ه .ق در شهر رى دارفانى را وداع گفت.
 +
 +
از او آثار زيادى از جمله كتابهاى اوست: الجرح و التعديل، الرد على الجهميه، كتابى در تفسير.
 +
 +
ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى رازى (محمد ـ كلينى)
 +
 +
وى در كلين ـ قريه‏اى در رى ـ به دنيا آمد و براى كسب علوم به بغداد مسافرت نمود  و در همان جا مسكن گزيد و به نقل احاديث از ائمه عليهم‏السلام پرداخت. از محمد بن احمد بن عبدالجبار، على بن ابراهيم بن هاشم و ... روايت نقل مى‏كرده است.
 +
 +
بزرگانى چون ابوغالب زرارى و ابن قولويه و ابن ابى‏رافع از محضر درس ايشان استفاده برده و از وى روايت كرده‏اند.
 +
 +
وى در عصر خويش يكى از علماى بزرگ، فقهاى اماميه و از بزرگان محدثين شيعه در رى بود.
 +
 +
در زمان مقتدر عباسى از سران و رؤساى فاضل شيعه به شمار مى‏رفت  و ايشان احياگر مذهب شيعه اثنى عشرى در قرن سوم هجرى بود.
 +
بعضى از بزرگان علماء شيعه در مورد كتاب شريف كافى گفته‏اند: كتاب كافى بر امام عصر ـ عجّل الله تعالى فرجه الشريف ـ عرضه شد و امام عليه‏السلام آن كتاب را ستودند و فرمودند: «الكافى كاف شيعتنا».
 +
 +
سرانجام او در ماه شعبان سال 328 ه .ق در بغداد درگذشت و جنازه او در باب كوفه دفن شد.
 +
 +
وى داراى كتاب‏هاى زيادى است از جمله آثار مهم ايشان عبارتند از: الكافى (كه مشتمل بر 30 كتاب مى‏باشد)، كتاب الرسايل، كتاب تفسير الرؤيا.
 +
 +
شيخ صدوق
 +
 +
ابوجعفر، محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه مشهور به شيخ صدوق از برجسته‏ترين فقهاء و محدثين شيعه و از اركان مذهب شيعه اثنى عشرى، در حدود سال 311 ه .ق چشم به جهان گشود. وى در مدارس قم، علوم ادبى، نقلى و عقلى را فرا گرفت و سپس به بسيارى از مراكز مهم حديث مانند كوفه، بغداد، نيشابور و رى مسافرت نمود و نزديك به سيصد اثر مهم از خود بر جاى گذاشت كه مهم‏ترين آن كتاب «من لا يحضره الفقيه» است.
 +
 +
محدث قمى احاديث مرسله او را همانند مراسيل ابن ابى‏عمير دانسته است. كتاب مدينة العلم او را از كتاب‏هاى معتبر در كنار ساير كتاب‏هاى چهارگانه شيعه (كافى، تهذيب، استبصار و من لايحضره الفقيه) دانسته‏اند كه متأسفانه اين كتاب مفقود گرديده است.
 +
وى در سال 381 ه .ق در شهر رى وفات يافت. مزار اين محدث بزرگ در شهر رى و در گورستانى كه به نام خود ايشان «ابن بابويه» مشهور است قرار دارد.
 +
 +
تأليفات شيخ صدوق را برخى متجاوز از 190 اثر بعضى 380 جلد كتاب و رساله دانسته‏اند. برخى از اين آثار به شرح زير است: كتاب الخصال، اكمال الدين و اتمام النعمه فى اثبات الغيبه، كتاب التوحيد، عيون اخبار الرضا، علل الشرايع، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، من لا يحضره الفقيه، أمالى، كتاب المقنع، مصادقة الاخوان.
 +
 +
جعفر بن محمد درشتى (دوريستى)
 +
 +
جعفر بن محمد از بزرگان علماء اماميه و محدثين بزرگ شيعه در قرن چهارم است. وى از شيخ مفيد بدون واسطه و از شيخ صدوق به واسطه پدرش نقل حديث نموده است.
 +
 +
شيخ منتجب‏الدين در فهرست، وى را توثيق و از شاگردان مفيد دانسته است و او را داراى تأليفاتى است مانند: كتاب الكفايه، الرد على الزيديه.
 +
 +
عبدالله بن جعفر درشتى (دوريستى)
 +
 +
عبدالله از محدثين شيعه قرن ششم است. شيخ منتجب‏الدين در فهرست و شيخ حر عاملى در امل الامل وى را توثيق كرده‏اند. وى از شيخ مفيد از طريق اجداد خويش روايات كرده است. ياقوت در معجم‏البلدان در احوال و مسافرت وى به بغداد در سال 566 ه .ق و نقل حديث از اجدادش در اخبار ائمه، سخن گفته است.
  
  
 
{{منابع}}
 
{{منابع}}
 
[[رده:محدثان]]
 
[[رده:محدثان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۲۶

ابوعبدالله حسين نوفلى نخعى (حسين ـ نوفلى)

ابو عبدالله، محدث، شاعر و اديب از اصحاب امام رضا عليه‏السلاممى‏باشد. او ساكن رى بود و در همان شهر نيز وفات يافت. نجاشى مى‏گويد جمعى از قميين گفته‏اند كه او در آخر عمر اهل غلو گرديده است ولى من چيزى كه دلالت بر اين امر نمايد را نديدم.

او در طريق اسناد بيست و دو روايت قرار گرفته است. ايشان علاوه بر روايت از امام صادق عليه‏السلام از حسين بن على بن حمزه، على بن سالم و على بن غراب نيز روايت كرده است.

چنان چه ابراهيم بن هاشم، موسى نخعى و حسن بن على كوفى از او روايت نموده‏اند.

از جمله كتابهاى اوست: كتاب التقيه، كتاب السنة.

محمد بن ابان بن عايشه قصرانى

وى برادر وليد بن ابان، كاتب عيسى بن جعفر است. محمد از هشام بن عبدالله (فقيه حنفى رازى متوفى به سال 221 ه .ق) روايت مى‏كرد. (نام قصران براى نخستين بار در ذكر اين دو برادر از رجال قرن دوم آمده است.)

محمد بن صباح دولابى

وى به سال 150 ه .ق در دولاب رى تولد يافت. و در بغداد به شهرت رسيد و به سال 227 در همان شهر وفات يافت. دولابى از مشايخ حديثى احمد حنبل به شمار مى‏رود. بخارى و مسلم از او نقل حديث نموده‏اند.

عبدالعظيم حسنى

حضرت ابوالقاسم عبدالعظيم حسنى از نوادگان زيد بن حسن بن على عليه‏السلام در سال 173 ه .ق در شهر مدينه به دنيا آمد و از دوران كودكى و نوجوانى ايشان اطلاعاتى در دست نيست. ظاهرا حضرت عبدالعظيم به فرمان حضرت امام على النقى عليه‏السلام و در دوره خلافت المعتز بالله از سامره و از راه طبرستان به رى مهاجرت كرد.

حضرت عبدالعظيم در دوران زندگى از محضر امام محمد تقى، امام على النقى و امام حسن عسگرى عليه‏السلام استفاده نموده و آن بزرگواران وى را مورد لطف خود قرار مى‏دادند تا جايى كه اين عمل موجب غبطه و حسد ديگران قرار مى‏گرفت. او در زمان حضرت هادى عليه‏السلام به خدمتش مى‏رسيد عمال خليفه كه رفت و آمدهاى حضرت هادى عليه‏السلام را كنترل مى‏كردند دستور توقيف و حبس عبدالعظيم حسنى را صادر نمودند لذا او به طرف رى حركت كرد و در حدود سال 250 ه .ق به شهر رى وارد گرديد.

وى در رى و در سكة الموالى در خانه مردى از شيعيان سكنى گزيد و خود را از ترس عوامل بنى عباس از مردم مخفى مى‏داشت. روزها را به روزه و شب‏ها را به عبادت مى‏گذراند. وى در ميان فرزندان ائمه عليه‏السلام داراى مقامى خاص بوده است و بسيارى از ائمه عليه‏السلام او را ستوده‏اند.

او در پهنه علم و دانش فقيهى بزرگ و محدثى گرانقدر بوده است و حديث عرض دين حضرت عبدالعظيم به امام محمد تقى عليه‏السلامدر بسيارى از كتب حديثى نقل و از شهرت كافى برخوردار است.

شيعيان به سوى حضرت عبدالعظيم مى‏شتافتند و احكام دين را از وى فرا مى‏گرفتند. درباره منزلت علمى او امام على النقى عليه‏السلام به ابا حماد رازى كه خود را به سختى به سامرا رسانده بود تا مسايل دينش را از او سوال كند چنين فرمود: «يا ابا حماد اذا اشكل عليك شيئى من امر دينك فاسئل عن عبدالعظيم حسنى و اقراه منى السلام».

همچنين امام هادى عليه‏السلام ثواب زيارت حضرت عبدالعظيم را همانند زيارت امام حسين عليه‏السلام دانسته است و فرمود:

«دخل بعضى اهل الرى على ابى الحسن صاحب العسكر عليه‏السلامفقال اين كنت؟ فقال زرت الحسين عليه‏السلام فقال: اما انك لوزرت قبر عبدالعظيم عندكم لكنت كمن زار الحسين عليه‏السلام».

سرانجام عبدالعظيم در سال 252 ه .ق در شهر رى وفات يافت و او را در باغ عبدالجبار به خاك سپرده شدند.

در نيمه قرن پنجم مجد الملك ابوالفضل اسعد بن محمد رادستانى قمى از اعاظم بزرگان شيعه بقعه‏اى باشكوه بر مزار مقدس آن حضرت بنا كرد.

در سال 725 ه .ق خواجه نجم الدين محمد وزير ايلخان مغول صندوقى گرانبها بر قبر او نصب كرد كه اين صندوق يكى از با ارزش‏ترين آثار تاريخى كشور محسوب مى‏شود.

در دوران صفويه و قاجاريه نيز بناهايى به حرم افزوده شده است.

در دوران معاصر، پس از انقلاب اسلامى و با توليت حجت الاسلام محمدى رى شهرى تحولى در آستانه مقدسه پديد آمده است.

ابو زرعه عبيدالله قرشى مخزومى (عبيدالله ـ رازى)

او در سال 200 ه .ق در رى متولد گرديد و جهت كسب و تحصيل علم به شهرهاى دور و نزديك از جمله شام، مصر و عراق مسافرت كرد و در بغداد با احمد بن حنبل مذاكراتى داشته است.

مشهور است وقتى كه احمد با وى مذاكره مى‏نمود از اشتغالات ديگر خود دست برمى‏داشت.

او از ابوالوليد طيالسى، عبدالله بن مسلمة قعنى، قرة بن حبيب و عمرو بن هاشم بيرونى روايت كرده است.

همچنين محمد بن حميد، حرملة بن يحيى و اسحاق بن موسى و ... از ايشان روايت نقل مى‏نمودند.

او يكى از امامان و حافظان حديث بود كه يكصد هزار حديث را از حفظ داشت.

چنين گفته‏اند هر حديثى كه ابوزرعة او را نشناخت، آن حديث بى‏اعتبار است.

سرانجام وى در سال 264 ه .ق در رى وفات نمود.

از جمله آثار او كتاب المسند مى‏باشد.

محمد بن حماد، ابوعبدالله رازى (طهرانى)

محمد بن حماد از محدثين نيمه نخست قرن سوم است. وى براى استماع حديث به شهرهاى مختلفى مانند بغداد، اسكندريه و عسقلان سفر نموده است. احوال محمد در منابع متعددى چون تاريخ بغداد، انساب سمعانى، ميزان الاعتدال و العبر ذهبى و لسان الميزان ابن حجر ضبط شده است. وى در سال 271 ه .ق در عسقلان دار فانى را وداع گفته است.

ابو اسحاق هسنجانى حافظ (ابراهيم ـ هسنجانى)

وى اهل حوالى رى بود و از طالوت بن عباد، هشام بن عمار، عبيدالله بن معاذ عنبرى و ابوطاهر بن سرح روايت نقل كرده است. هم‏چنان كه ابوجعفر بن مردويه اصفهانى، ابوعمرو بن مطر مقرى و ابوبكر اسماعيلى از او روايت نقل كرده‏اند. وى از علماء و محدثان مورد اعتماد به شمار مى‏رفت و براى تحصيل علم و اخذ حديث به شهرهاى مختلفى مانند عراق، شام، و مصر مسافرت نمود. سرانجام در سال 301 ه .ق درگذشت. از جمله آثار او «المسند» است كه حدود يكصد جزء دارد.

محمد بن احمد بن سعيد انصارى دولابى

از محدثين و مورخين به نام قرن چهارم است. از مؤلفات وى در علم رجال مى‏توان از الكنى و الاسماء (مطبوع در حيدر آباد دكن) نام برد. دولابى در عراق، مصر، شام، مدينه و مكه روايت نقل مى‏نموده و سرانجام در سال 310 يا 320 ه .ق در بين راه مدينه و مكه در گذشته است.

ابو محمد عبد الرحمان رازى تميمى حنظلى (عبد الرحمان ـ رازى)

او اهل رى و ساكن آن جا بود و به همراه پدرش به شهرهاى مختلف مسافرت نمود.

او از افرادى چون ابو سعيد اشجع، على بن منذر طريقى، حسن بن عرفة، يونس بن عبدالاعلى و ... روايت كرده است. افرادى چون ابوالشيخ بن حبان، عبدالله بن محمّد بن اسد و ... از او روايت نقل كرده‏اند.

رجال نويسان وى را فردى مورد اعتماد و جليل القدر شمرده و گفته‏اند: او از حافظان بزرگ و محدثان نامى بوده است و در علوم مختلف از جمله فقه، معرفة الرجال، اختلاف صحابه و تابعين تأليفاتى دارد و جماعتى وى را به زهد، ورع، علم و عمل ستوده‏اند. او سرانجام در ماه محرم سال 327 ه .ق در شهر رى دارفانى را وداع گفت.

از او آثار زيادى از جمله كتابهاى اوست: الجرح و التعديل، الرد على الجهميه، كتابى در تفسير.

ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى رازى (محمد ـ كلينى)

وى در كلين ـ قريه‏اى در رى ـ به دنيا آمد و براى كسب علوم به بغداد مسافرت نمود و در همان جا مسكن گزيد و به نقل احاديث از ائمه عليهم‏السلام پرداخت. از محمد بن احمد بن عبدالجبار، على بن ابراهيم بن هاشم و ... روايت نقل مى‏كرده است.

بزرگانى چون ابوغالب زرارى و ابن قولويه و ابن ابى‏رافع از محضر درس ايشان استفاده برده و از وى روايت كرده‏اند.

وى در عصر خويش يكى از علماى بزرگ، فقهاى اماميه و از بزرگان محدثين شيعه در رى بود.

در زمان مقتدر عباسى از سران و رؤساى فاضل شيعه به شمار مى‏رفت و ايشان احياگر مذهب شيعه اثنى عشرى در قرن سوم هجرى بود. بعضى از بزرگان علماء شيعه در مورد كتاب شريف كافى گفته‏اند: كتاب كافى بر امام عصر ـ عجّل الله تعالى فرجه الشريف ـ عرضه شد و امام عليه‏السلام آن كتاب را ستودند و فرمودند: «الكافى كاف شيعتنا».

سرانجام او در ماه شعبان سال 328 ه .ق در بغداد درگذشت و جنازه او در باب كوفه دفن شد.

وى داراى كتاب‏هاى زيادى است از جمله آثار مهم ايشان عبارتند از: الكافى (كه مشتمل بر 30 كتاب مى‏باشد)، كتاب الرسايل، كتاب تفسير الرؤيا.

شيخ صدوق

ابوجعفر، محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه مشهور به شيخ صدوق از برجسته‏ترين فقهاء و محدثين شيعه و از اركان مذهب شيعه اثنى عشرى، در حدود سال 311 ه .ق چشم به جهان گشود. وى در مدارس قم، علوم ادبى، نقلى و عقلى را فرا گرفت و سپس به بسيارى از مراكز مهم حديث مانند كوفه، بغداد، نيشابور و رى مسافرت نمود و نزديك به سيصد اثر مهم از خود بر جاى گذاشت كه مهم‏ترين آن كتاب «من لا يحضره الفقيه» است.

محدث قمى احاديث مرسله او را همانند مراسيل ابن ابى‏عمير دانسته است. كتاب مدينة العلم او را از كتاب‏هاى معتبر در كنار ساير كتاب‏هاى چهارگانه شيعه (كافى، تهذيب، استبصار و من لايحضره الفقيه) دانسته‏اند كه متأسفانه اين كتاب مفقود گرديده است. وى در سال 381 ه .ق در شهر رى وفات يافت. مزار اين محدث بزرگ در شهر رى و در گورستانى كه به نام خود ايشان «ابن بابويه» مشهور است قرار دارد.

تأليفات شيخ صدوق را برخى متجاوز از 190 اثر بعضى 380 جلد كتاب و رساله دانسته‏اند. برخى از اين آثار به شرح زير است: كتاب الخصال، اكمال الدين و اتمام النعمه فى اثبات الغيبه، كتاب التوحيد، عيون اخبار الرضا، علل الشرايع، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، من لا يحضره الفقيه، أمالى، كتاب المقنع، مصادقة الاخوان.

جعفر بن محمد درشتى (دوريستى)

جعفر بن محمد از بزرگان علماء اماميه و محدثين بزرگ شيعه در قرن چهارم است. وى از شيخ مفيد بدون واسطه و از شيخ صدوق به واسطه پدرش نقل حديث نموده است.

شيخ منتجب‏الدين در فهرست، وى را توثيق و از شاگردان مفيد دانسته است و او را داراى تأليفاتى است مانند: كتاب الكفايه، الرد على الزيديه.

عبدالله بن جعفر درشتى (دوريستى)

عبدالله از محدثين شيعه قرن ششم است. شيخ منتجب‏الدين در فهرست و شيخ حر عاملى در امل الامل وى را توثيق كرده‏اند. وى از شيخ مفيد از طريق اجداد خويش روايات كرده است. ياقوت در معجم‏البلدان در احوال و مسافرت وى به بغداد در سال 566 ه .ق و نقل حديث از اجدادش در اخبار ائمه، سخن گفته است.



منابع