ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

فقیهان و مفسران استان یزد

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

پرش به: ناوبری, جستجو

سيد احمد اردكانى

سيد احمد فرزند سيد محمد حسين يزدى از علما و حكماى شيعه، فقه و اصول را در كربلا در حوزه درس آقا باقر بهبهانى و حكمت و فلسفه را در اصفهان از محضر ملا اسماعيل خواجويى اصفهانى و آخوند ملا محمد بيد آبادى فرا گرفت. سپس يزد را مسكن دايمى خويش قرار داد و از مراجع تقليد آن سامان گشت.

وى از نخستين كسانى است كه با شيخ احمد احسايى به مخالفت سرسختانه پرداخت و هنگام ورود احسايى به شهر يزد، از وى استقبال نكرد و نيز پس از تكفير شيخ احمد احسايى از طرف شهيد ثالث در قزوين، او در يزد مبارزات خود را با شيخيه شدت بخشيد. وى در حدود سال 1245 ه .ق به سراى باقى شتافت.

وى داراى تاليفات مهمى است از جمله فضائل الشيعه، فضائل الصلوات على النبى و آله، الانساب يا شجرة الاولياء در تاريخ پيامبران و امامان و سرور المؤمنين در احوالات حضرت على عليه‏السلام.

ملا محمد تقى اردكانى

شيخ ملا محمد تقى اردكانى فرزند شيخ ابى طالب اردكانى حايرى از فقها و حكماى اماميه، پس از تحصيلات مقدمات، مدارج عالى اجتهاد را نزد شهيد ثالث و ملا محمد صالح برغانى و سيد محمد باقر حجت الاسلام اصفهانى پيمود و حكمت و فلسفه را از آخوند ملا آقا حكمى و ميرزا عبدالوهاب برغانى فراگرفت و عرفان را نيز از محضر ملا على برغانى بهره‏مند گشت.

سپس در يزد مسكن گزيد و كرسى تدريس و فتوى را به خود اختصاص داد و از فحول مجتهدين و مراجع تقليد در آن سامان شد. در فتنه شيخيه در كنار استاد خويش شهيد ثالث ايستاد و مبارزات خود را در يزد كه يكى از مراكز نفوذ اين فرقه بود ادامه داد تا اينكه به دستور فتحعلى شاه قاجار و ميرزا آقاسى در سال 257 ه .ق به تهران احضار گشت و به زندان افتاد و در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به دستور صدراعظم اميركبير از زندان آزاد گشت و در منتهاى عزت و احترام رياست و تدريس مدرسه فخريه تهران را به وى تفويض نمود. مرحوم اردكانى مبارزات خستگى ناپذير با دربار ايران داشت و مدتى در آستانه حضرت عبدالعظيم در شهر رى متحصن گشت؛ سپس به كشور عراق تبعيد شد.

سرانجام وى در سال 1268 ه .ق دار فانى را وداع گفت و به سراى باقى شتافت.

از مؤلفات او است: الجواهر الزواهر فى احكام المبانى، لئالى در فلسفه و كلام، رساله‏اى در صلح به زبان فارسى.

فاضل اردكانى

شيخ مولى حسين مشهور به فاضل اردكانى از مجتهدان شيعه در سال 1215 ه .ق در اردكان ديده به جهان گشود. او پس از آنكه خواندن و نوشتن و قسمتى از مقدمات علوم را در زادگاهش اردكان فراگرفت، به يزد رفت و عمويش ملا محمد تقى اردكانى تربيت وى را به عهده گرفت و مقدمات تا سطوح عالى را شخصا به او آموخت، سپس به قزوين رفت و مدارج عالى اجتهاد را نزد شهيد ثالث و ملا محمد صالح برغانى طى كرد و حكمت و فلسفه را نيز از مجلس درس ملا آقا حكمى استفاده كرد. بعد كربلا را مسكن دائمى خويش قرار داد و به حوزه درس شريف العلما ملحق گشت و تقريرات درس وى را نگاشت و پس از فوت شريف العلما به حلقه درس سيد ابراهيم قزوينى پيوست. او سرانجام در سال 1305 ه .ق دار فانى را وداع گفت.

از او آثارى چند از جمله تقريرات درس اصول (از درس عمومى خود)، كتاب متاجر، تقريرات درس استادش شريف العلما، شرح نتايج الافكار و تعليقات بر كتاب الرياض برجاى مانده است.

آيت الله ميرزا على اكبر مصلايى

آيت الله على اكبر مصلايى فرزند ميرزا محمد على فقيه، اصولى، متكلم، شاعر و از چهره‏هاى درخشان علم و فضيلت ديار يزد در سال 1244 ه .ق چشم به جهان گشود. او از شاگردان برجسته شيخ انصارى بوده است و از شاگردان برجسته او مى‏توان از سيد احمد مدرسى كه از علماء يزد بوده نام برد. او در زمان حياتش سرآمد عالمان و فقيهان بوده است. حتى پس از ارتحال شيخ انصارى(ره) ميرزاى بزرگ شيرازى براى مرجعيت به او اشاره نمود ولى او نپذيرفت.

وى سرانجام به يزد بازگشت. در مسجد مير خضر در محله چهار منار به ارشاد مردم و اقامه جماعت پرداخت. او مناعت طبع و درجه زهد چنان بود كه براى امرار معاش در كسوت روحانيت به كفش دوزى پرداخت و با خواندن نماز استيجارى زندگانى خود را مى‏گذراند و از قبول سهم امام عليه‏السلام امتناع مى‏ورزيد.

اين عالم جليل القدر در سال 1307 ه .ق در اثر زمين خوردگى از دنيا رفت و در يكى از حجره‏هاى صحن غربى امام زاده جعفر عليه‏السلام دفن گرديد.

از ايشان تأليفات چندى برجاى مانده كه برخى از آنها عبارتند از:

رساله‏اى در بيان بعضى از ايرادات بر ارشاد العوام حاج محمد كريم خان، رئيس شيخيه. رساله‏اى در رد مثنوى. منظومه مناسك حج شيخ انصارى. منظومه‏اى در تهذيب تفتازانى.

شيخ محمد هادى آيت اللهى

شيخ محمد هادى آيت اللهى فرزند عبدالرحيم در سال 1270 ه .ق در تفت يزد به دنيا آمد. او پس از مدتى تحصيل در يزد به اصفهان عزيمت نمود و از محضر اساتيد آن ديار از جمله ميرزا هاشم چهار سوقى علوم عقلى و نقلى را آموخت و در تحصيل به مقام اجتهاد نايل آمد. سپس به زادگاه خود، تفت بازگشت و در آنجا به ارشاد و مبارزه با بهائيت و تأليف و تعليق كتب در حكمت، كلام، فلسفه و فقه پرداخت. يكى از تأليفات او كتاب «انوار الجواديه» مى‏باشد. وى سرانجام در سال 1320 ه .ق از دنيا رفت و در جوار امامزاده جعفر مدفون گرديد.

سيد على حائرى

سيد على حائرى فرزند ميرزا محمدرضا در سال 1265 ه .ق در يزد ديده به جهان گشود. او تحصيل خود را در يزد آغاز نمود. پس از مدتى جهت تحصيل به اصفهان عزيمت نمود و از محضر شيخ محمد تقى اصفهانى بهره برد. سپس به كربلاى معلى جهت ادامه تحصيل مهاجرت نمود و از حوزه درس فاضل اردكانى بهره برد و به مرتبه اجتهاد رسيد.

او سپس به مشهد مقدس عزيمت نمود و در آنجا رحل اقامت افكند و امامت مسجد گوهر شاد را عهده دار شد. پس از به توپ بستن مسجد گوهر شاد، به يزد رفت و در آنجا گوشه عزلت گزيد و به مجاهدت با نفس مشغول شد. در وادى معنويت به مرحله‏اى رسيده بود كه وقتى بر قبور سلام مى‏داد، از قبر پاسخ سلام شنيده مى‏شد. وى در اواخر عمر با وجود مقدس حضرت بقية ا... الاعظم(عج) ملاقات داشته است.

حائرى در سال 1330 ه .ق در حمام از دنيا رفت و در جوار امامزاده جعفر مدفون گرديد.

آيت الله ميرزا على اكبر مدرس يزدى حَكَمى

استاد و فيلسوف بزرگ مرحوم آيت الله ابو محمد، ميرزا على اكبر مدرس، متخلص به «تجلى» و معروف به «حكيم الهى» در حدود سال 1264 ه .ق در شهر يزد متولد شد. تحصيلات مقدماتى را نزد استادان يزد فرا گرفت، سپس راهى شهر اصفهان شد و مدت چهل سال در آن شهر به تحصيل و تدريس پرداخت و در علوم مختلف چون فقه و اصول، فلسفه و عرفان، كلام و رياضيات سرآمد عصر خويش گرديد. وى در مدت اقامت چهل ساله در اصفهان چنان مجذوب تحصيل بود كه حتى اجازه گردش در شهر اصفهان را به خود نمى‏داد. پس از خاتمه دوران تحصيل در اصفهان، به تهران عزيمت نمود و در مدرسه شيخ عبدالحسينى اقامت گزيد و از محضر اساتيدى هم‏چون آقا محمد رضا حكيم قمشه‏اى، جهانگير خان قشقايى، آيت الله آقا زنوزى، آيت الله ميرزا ابوالحسن جلوه كسب فيض نمود.

حكيم يزدى در سال 1327 ه .ق به قم مهاجرت نمود و به تربيت شاگردانى همچون آيت الله سيد احمد خوانسارى، امام خمينى و ديگران پرداخت. اما پس از چندى به تهران رفت. در حلول اقامت او در تهران بزرگانى همچون آيت الله ابوالحسن شعرانى، سيد كاظم عصار و ديگران از خرمن دانش او خوشه چينى كردند.

تاليفات آيت الله مدرس يزدى، بيشتر در زمينه فلسفه است. از جمله آنها: رسائل حكميه، رساله عماديه يا حكمت عماديه، حاشيه بر اسفار، حاشيه بر فصوص الحكم را مى‏توان نام برد. اين فيلسوف بزرگ سرانجام پس از 80 سال عمر با بركت در اواخر سال 1344 ه .ق دار فانى را وداع گفت و در قبرستان شيخان قم مدفون گرديد.

سيد يحيى موسوى يزدى

سيد يحيى موسوى يزدى فرزند سيد كاظم در سال 1265 ه .ق ديده به جهان گشود. او پس از تحصيلات مقدماتى در زادگاه خود به مشهد عزيمت نمود و دو سال در جوار بارگاه ثامن الائمه عليه‏السلام به تحصيل پرداخت و سپس براى تكميل علوم خويش، نجف اشرف عزيمت نمود و از خرمن دانش بزرگان نجف بهره برد و با سيد محمدكاظم يزدى الفتى تمام داشت.

سيد پس از تكميل تحصيلات به يزد مراجعت نمود و مرجع تام اهالى گرديد. او در يزد شاگردان بسيارى را از جمله سيد احمد مدرسى، شيخ محمد محقق تفتى، ميرزا محمدعلى فيلسوف و سيد محمد موسوى يزدى (فرزندش) پرورش داد. هر چند كه ايشان نوشته‏جات علمى بسيارى داشتند ولى از چاپ كردن آنها خوددارى نموده‏اند. بنابراين اثرى از تأليفات ايشان باقى نمانده است.

سرانجام او در سال 1346 ه .ق پس از 81 سال زندگى پر بركت ديده از جهان فروبست و عالم باقى شتافت و در جوار امام زاده جعفر عليه‏السلام به خاك سپرده شد. از آنجا كه سيد يحيى موسوى در يزد مشهور به آيت الله بودند، اكنون فرزندان و بازماندگانش به آيت اللهى مشهورند.

سيد عبدالحى طباطبايى

سيد عبدالحى طباطبايى يزدى فراهشاهى فرزند سيد ابوالقاسم از علماى بزرگ يزد بوده است. او مقدمات و سطوح را در يزد گذراند و سپس به نجف اشرف عزيمت نمود. از اساتيد آن ديار از جمله سيد محمد كاظم يزدى بهره برد و به مقام ارزنده دانش و فقاهت رسيد. وى به فرموده سيد محمد كاظم به «پونه هند» براى تبليغ دين و ارشاد مردم هجرت نمود و پس از مدتى به نجف اشرف مراجعت نمود. در سال 1330 به يزد برگشت. وى در يزد امامت جماعت مسجد سر ريك را عهده دار بود. يكى از سنتهاى حسنه‏اى كه او ترويج نموده عمل «ام داوود» بود.

وى سرانجام در 16 محرم 1348 ه .ق دار فانى را وداع گفت و در حرم امامزاده جعفر عليه‏السلام دفن گرديد.

آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى

وى در سال 1276 ه .ق در قريه مهرجرد از توابع شهر ميبد تولد يافت. او از اوان كودكى همواره به خواندن و نوشتن علاقه نشان مى‏داد و گاهى اين علاقه نهان خود را نيز با همان زبان كودكانه به پدر ابراز مى‏نمود. اما پدر با وجود شوقى كه به تحصيل فرزندش داشت عكس العملى نشان نمى‏داد؛ چرا كه در آن روزگار در مهرجرد از مدرسه و مكتب خبرى نبود. مدت‏ها گذشت، تا اينكه روزى يكى از بستگان وى به نام محمد جعفر معروف به مير ابو جعفر ـ كه خود عالم و در كسوت روحانيت بود ـ به مهرجرد آمد. او در همان ديدار نخست، در سيماى اين كودك، آثار استعداد و پرتو نبوغى خارق‏العاده را مشاهده نمود. لذا مسئوليت تحصيل عبدالكريم را عهده‏دار شد و در همين سفر با جلب رضايت پدر و مادرش، او را به اردكان برد و به مكتب سپرد. يزد در اواخر قرن سيزدهم حوزه علمى پر رونقى داشت. پنج مدرسه علوم دينى در اين شهر، بخش عمده‏اى از دانشجويان علوم اسلامى را در خود جاى داده بود.

شيخ عبدالكريم نيز براى ادامه تحصيل روانه يزد شد و در مدرسه محمدتقى خان كه از معروف‏ترين مدارس يزد بود سكنى گزيد و به تحصل علوم اسلامى پرداخت. مدتى بعد شوق ديدار از عتبات، در دل وى پديدار شد و بدين جهت در حالى كه هنوز 18 بهار از عمرش نگذشته بود، به همراه كاروان زيارتى راهى آنجا شد و چون بر اين باور بود ـ كه قبل از وارد شدن به محافل علم و زانو زدن در مقابل استادان ـ روح و جان را شستشو داده از قافله جدا شد و در حالى كه حوزه علميه آن زمان در سامرا پر رونق‏تر مى‏نمود، كربلا را برگزيد و نزديك به دو سال در جوار حرم قدس حسينى به تهذيب و تحصيل پرداخت. در ابتداى ورودش به كربلا، در حوزه درس آيت الله فاضل اردكانى شركت جست.

آيت الله اردكانى كه عبدالكريم را جوانى كوشا و مستعد يافته بود در تعليم و تربيت او بيش از پيش كوشيد و در اين مدت دريافت كه حوزه علميه كربلا براى پرورش و شكوفايى خلاقيت‏هاى او كوچك است.

از اين روز مقدمات سفر به حوزه علميه سامرا را براى او فراهم ساخت و نامه‏اى نيز كه حاوى شرح معنويت و خصوصيات اخلاقى و علمى عبدالكريم بود به ميرزاى بزرگ شيرازى نوشت.

شيخ عبدالكريم يك روز نسبتا گرم، وارد شهر سامرا شد و در ابتداى ملاقاتش با ميرزاى بزرگ، نامه استاد را تقديم وى كرد. ميرزا پس از خواندن نامه پر مهر فاضل اردكانى به اين طلبه جوان اظهار عنايت كرد.

شيخ عبدالكريم در حوزه علميه سامرا 12 سال تمام به تحصيل پرداخت و چيزى نگذشت كه در حوزه سامرا به كرسى استادى نشست و مورد توجه اساتيد خود گرديد. وى در سال‏هايى كه در حوزه علميه سامرا حضور داشت از فقهاى بزرگى چون آيت الله سيد محمد فشاركى، آيت الله محمد تقى شيرازى، آيت الله شيخ فضل الله نورى بهره برد. شيخ عبدالكريم پس از درگذشت ميرزاى شيرازى راهى نجف گرديد و در آنجا رحل اقامت افكند و در محضر درس آخوند خراسانى حاضر شد.

سرانجام در سال 1332 ه .ق روانه كشور ايران گرديد و در شهر اراك رحل اقامت گزيد. وى در روزهاى نخست ورود به اين شهر مجلس درس و بحث نداشت و فقط به اقامه نماز جماعت مى‏پرداخت. در همان سال نخست به تشكيل مجمع علمى بزرگى دست يازيد و ديرى نگذشت كه اراك به عنوان مجمع علمى بزرگ ايران شناخته شد.

اواخر زمستان 1300 ه .ش آيت الله حايرى به همراه آيت الله محمد تقى خوانسارى از اراك به سمت قم حركت كردند و بنيان حوزه علميه قم را پى‏ريزى كردند.

سرانجام وى در سال 1355 ه .ق پس از 81 سال عمر با بركت در اين شهر به ديار ابدى شتافت و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپرده شد.

ميرزا سيد على لب خندقى

سيد على لب خندقى فرزند سيد محمد صادق در سال 1283 ه .ق قدم به عرصه گيتى نهاد و پس از پرورش در بيت علم و دانش، از محضر آيت الله آقا ميرزا سيد على مدرسى و آقا سيد مرتضى مدرسى و حاج ميرزا ابراهيم استفاده كرد.

در 19 سالگى جهت تكميل تحصيلات خود به عتبات عاليات مسافرت نمود و در سامراء به مدت شش سال از محضر ميرزاى بزرگ شيرازى، سيد محمد اصفهانى (فشاركى) استفاده كرد و سپس راهى نجف اشرف شد و از محضر آخوند خراسانى بهره برد و سپس به يزد مراجعت كرد و به تدريس مشغول گرديد.

اين عالم بزرگ به زيور زهد و قناعت آراسته بود و مستمندان را دستگيرى مى‏كرد. حافظ قرآن بود و به زبان فارسى و عربى نيز شعر مى‏سرود.

در اواخر عمر و در دوره حكومت رضا شاه خانه نشين گرديد و سرانجام در سال 1363 يا 1364 ه .ق در سن 80 يا 81 سالگى به رحمت ايزدى پيوست و در بقعه‏اى از حرم امام زاده جعفر به خاك سپرده شد.

آيت الله شيخ محمد تقى بافقى

شيخ محمد تقى بافقى در سال 1292 ه .ق در بافق متولد شد. وى مقدمات علوم را در زادگاهش فراگرفت. پس از آن در يزد از مجلس درس استادانى چون سيد على مدرس حاضر شد. در سال 1320 ه .ق به قصد تكميل تحصيلات دينى رهسپار نجف گرديد و در خدمت استادانى چون آخوند خراسانى، سيد محمد كاظم يزدى و سيد احمد كربلايى فقه، اصول و تفسير را فراگرفت.

در سال 1337 ه .ق پس از 17 سال اقامت در نجف به ايران آمد و در قم سكونت گزيد. وى از آيت الله شيخ عبدالكريم حايرى خواست كه از اراك به قم آمده، در اين شهر به تشكيل حوزه علمى بپردازد و خود نيز در اين كار وى را يارى داد.

در نوروز 1306 ه .ش كه زنان خانواده پهلوى بدون حجاب وارد حرم حضرت معصومه عليهاالسلام مى‏شوند، آخوند بافقى به مخالفت با اين كار برمى‏خيزد و به آنها پيغام مى‏دهد كه: «اگر مسلمان هستيد نبايد با اين وضع در اين مكان حضور يابيد و اگر مسلمان نيستيد باز هم حق نداريد در اين مكان حضور يابيد».

در پى اعتراض آخوند، بلوايى در قم درگرفت و رضاشاه براى فرونشاندن بلوا خود با يك واحد از نيروهاى ارتش به قم آمد. به دستور رضاشاه آخوند بافقى را بر زمين خواباندند و شاه با عصايى كه در دست داشت به زدن آخوند پرداخت. بعد از اين جريان وى را به زندان تهران بردند و پنج ماه در حبس نگه‏داشتند.

در سال 1314 ه .ش پس از شنيدن واقعه گوهرشاد مشهد از شدت اندوه سكته كرد و بخشى از بدن او فلج شد. سه ماه پس از اين واقعه با اينكه حق خروج از تهران را نداشت، راهى مشهد گرديد.

وى در سال 1320 ه .ش به قصد زيارت مرقد ائمه اطهار به عراق سفر كرد و 11 ماه بعد به ايران بازگشت. سرانجام آخوند بافقى به بيمارى سرطان مبتلا شد و در سال 1324 ه .ش در تهران درگذشت و پيكرش را پس از حمل به قم، در حرم حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپردند.

آيت الله شيخ محمد تقى سرايانى

وى در سال 1256 ه .ش در بافق به دنيا آمد و مراحل مقدماتى علوم دينى را در مكتب خانه‏ها و مدارس بافق به پايان رسانيد و سپس به حوزه‏هاى علميه يزد رهسپار گرديد.

پس از مدتى تحصيل به نجف اشرف عزيمت نمود و مدت 15 سال از محضر مرجع عاليقدر شيعه آيت الله حاج سيد محمد كاظم يزدى كسب فيض نمود و سپس به زادگاه خود مراجعت نمود و به مدت 30 سال به عنوان امام جمعه و جماعت مردم و نماينده تام الاختيار آيت الله سيد محمد كاظم يزدى در بافق به سر برد. او سرانجام در 24 آذر 1335 ه .ش در سن 79 سالگى چشم از اين دنيا فرو بست و پيكر آن عالم فرزانه در صحن مسجد جامع به خاك سپرده شد.

سيد حسين باغ گندمى

سيد حسين باغ گندمى در سال 1283 ه .ق متولد گرديده است. تحصيلات خود را در عتبات عاليات تكميل نموده است و از محضر آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى بهره‏ها برده است. پس از تحصيلات به يزد بازگشته و در مدرسه دو منار به تدريس مى‏پردازد. از شاگردان وى مى‏توان از حضرت آيت الله حاج سيد جواد مدرسى و آقاى سعيدى ريحان (نويسنده) را نام برد.

او سرانجام در سال 1364 ه .ق از دنيا رحلت نمود و در آستانه امام زاده جعفر به خاك سپرده شد.

حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانى

حاج شيخ غلامرضا فرزند حاج ابراهيم يزدى ملقب به فقيه خراسانى در سال 1295 ه .ق در مشهد متولد گرديد. در سال 1309 در سن 14 سالگى تحصيلات خود را ظاهرا در مشهد آغاز نمود و در سال 1314 براى ادامه تحصيل به اصفهان رفت.

وى سپس براى تكميل دانش خود در سال 1319 به نجف اشرف عزيمت نمود و از محضر اساتيدى چون حاجى ميرزا حسين بن ميرزا خليل، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى، محقق طوسى، آخوند ملا محمد كاظم، محقق تهرانى، آقا شيخ هادى و شيخ محمد باقر شيرازى اصطهباناتى استفاده نمود. در سال 1324 به شيراز مراجعت نمود و سپس به يزد رفت.

در سال 1325 ه .ق ازدواج نمود و در يزد ساكن گرديد و در آنجا به تدريس علوم دينى خصوصا حكمت و تفسير همت گماشت و از احياء گران حوزه علميه يزد بود. اين فرد زاهد همواره در تبليغ دين اسلام كوشا بودند و در روستاهاى دور افتاده بى هيچ چشم داشتى به تبليغ مى‏پرداخت. به نافله اهتمام مى‏ورزيد، اهل عرفان و سير و سلوك بودند. به سادات احترام خاصى مى‏گذاشتند.

از او كرامت بى‏شمارى از جمله طى الارض از يزد به گرد فرامرز، ايجاد چشمه آب در بيابان خشك، خبر دادن از اخبار پوشيده و ديگر امور نقل شده است. برخى نيز او را مستجاب الدعوه و صاحب تصرف در عالم تكوين دانسته‏اند.

از او تأليفاتى چون «مفتاح علوم القرآن»، كتاب اصول¬الدين و ترجمه نماز (اسرارالصلوة)به يادگار مانده است.

وى سرانجام در سال 1378 ه .ق (1338 ه .ش) در سن 83 سالگى در روستاى طرزجان در 50 كيلومترى يزد رحلت نمود و مردم قدر شناس يزد جنازه او را بر سر دست در اين مسير 50 كيلومترى تشيع نمودند و در آستانه امام زاده جعفر يزد مدفون كردند.

آيت الله حاج شيخ محمود فرساد

شيخ محمود فرساد فرزند برومند فاضل از اعاظم علما و رجال و از اركان فضل و كمال بود. فرساد در ماه صفر سال 1309 ه .ق در راه مكه ولادت يافت. پس از تحصيلات اوليه در اوان كودكى، در سال 1324 قمرى راهى اصفهان شد و تحت تعليم حجت الاسلام آقاى شيخ على مدرسى يزدى مقدمات را به انجام رسانيد.

اصول و فقه را خدمت آيت الله شيخ عبدالكريم گرزى و سيد محمد صادق اصفهانى تلمذ كرد و در سنه 1332 براى تكميل دروس عالى به نجف اشرف مشرف و در حوزه درس سيد بزرگ، آيت الله سيد محمد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى و سيد ابوالحسن اصفهانى شركت نمود.

بعد از اتمام درس به يزد مراجعت نمود و مدت دو سال به نشر و ترويج احكام اسلام پرداخت و بعد عازم قم شد و در خدمت مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حايرى به درجه اجتهاد رسيد و مجددا در يزد رحل اقامت افكند.

او در سن 74 سالگى در نهم ربيع الاول 1383 ه .ق به ملكوت اعلى پيوست.

وى از شعراى بنام خطه يزد و رياست انجمن ادبى يزد بوده است. از سروده‏هاى اوست:

گر تو خواهى كه به پايت نرود خار كسى همچو من دست مزن بر گل گلزار كسى تا شود نام تو در دهر به نيكى مشهور بار بردار كسان باش نه سربار كسى اندرين مزرعه خود تخم نكوكارى كار كه به كارت نخورد سعى كس و كار كسى عزت همين بس كه ندارد فرساد چشم بر درهم كس ديده به دينار كسى

حاج ميرزا سيد محمد صادق مدرسى

سيد محمد صادق مدرسى فرزند حاج مير سيد على در سال 1319 ه .ق چشم به جهان گشود. وى دروس پايه را نزد عالمانى چون حاج شيخ عبدالرسول گمتيان، آقا سيد حسين مدرس باغ گندمى فرا گرفت و سپس در حوزه درسى پدرش كه زعامت علمى و دينى را در اختيار داشت حاضر شد و در محضر درس او، كاملاً شاخص بود. او با دست يافتن به كمالات بالاى علمى و معنوى به تعليم و تربيت طلاب و فضلاى حوزه علميه يزد همت گماشت و شاگردانى چون حاج سيد محمد مدرسى و حاج سيد عليرضا مدرسى را تربيت نمود.

سرانجام اين عالم بزرگوار در سال 1383 ه .ق در سن 64 سالگى پس از چهل سال تدريس و تبيين احكام الهى درگذشت و در محل امامزاده جعفر عليه‏السلام به خاك سپرده شد.

حجت الاسلام شيخ حسن كرباسى

او پارسايى كم نظير بود. بعد از سال‏ها تحصيل در محضر بزرگانى چون شيخ عبدالرسول ساباطى، آقا سيد حسين باغ گندمى و شيخ غلامرضا فقيه يزدى به امامت و ارشاد مردم مشغول گرديد. او همه عمر را به سادگى و با حق العمل كارى در بازار يزد گذراند. كرباسى داراى نفوذ كلام بود و در مساجد و محلات پايين شهر اقامه جماعت مى‏نمود. در زمستان 1338 در بيرون از شهر يزد از خداوند رحمان طلب باران نمود و پس از ساعاتى رحمت حق باريدن گرفت.

سرانجام او در سال 1345 ه .ش از دنيا رفت و در بقعه سيد فتح الدين رضا به خاك سپرده شد.

آيت الله سيد محمد محقق داماد

مرحوم آيت الله سيد محمد محقق مشهور به «داماد» به سال 1325 ه .ق در احمدآباد اردكان به دنيا آمد. حاج سيد محمد پس از تحصيل علوم مقدماتى در اردكان راهى شهر يزد شد و از محضر اساتيد بزرگ آن زمان هم‏چون حاج سيد يحيى واعظ يزدى، سيد حسين باغ گندمى، سيد احمد مدرس و آيت الله حاج شيخ غلامرضا فقيه يزدى بهره‏مند گرديد.

مرحوم محقق در سال 1341 ه .ق در سن 16 سالگى به قم مهاجرت نمود و نزد اساتيد بزرگ آن زمان، آيت الله مير سيد على يثربى كاشانى، آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى، آيت الله سيد محمد حجت كوه كمرى و آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى كسب فيض كرد. موقعيت علمى و تقوايى وى سبب شد كه مرحوم آيت الله حايرى وى را به دامادى خود بپذيرد و از آن روز به لقب داماد مشهور و معروف گرديد.

او پس از ارتحال استادش آيت الله حائرى رسما بر كرسى تدريس نشست و در مدت كوتاهى محضر درسش محفل انس عالمان بزرگى چون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، آيت الله مكارم شيرازى، آيت الله جوادى آملى و ديگر مجتهدان بزرگ دوره معاصر گرديد.

اين فقيه بزرگ در سال 1388 ه .ق دار فانى را وداع گفت و در حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپرده شد.

شيخ احمد علومى

شيخ احمد علومى فرزند آخوند ملا حسين در سال 1319 ه .ق چشم به جهان گشود. او از كودكى به دنبال تحصيل علم رفت. با برادر بزرگش شيخ جلال به نجف اشرف مسافرت نمود و از محضر بزرگان چون نائينى، سيد محمد فيروز آبادى، سيد ابوالحسن اصفهانى و ميرزا آقا اصطهباناتى به تحصيل پرداخت و به اخذ اجازه اجتهاد نايل آمد و سپس در زمان آيت الله حايرى يزدى به قم آمد و به تدريس پرداخت، اما در اثر مشكلاتى كه رضاخان براى حوزه علميه قم و بروجرد آورد به وطن اصلى خود، يزد مراجعت نمود و به تدريس و اقامه نماز جماعت پرداخت.

وى سرانجام در سال 1392 ه .ق در سن 73 سالگى به رحمت حق واصل شد و در آستانه حرم امام زاده جعفر عليه‏السلام به خاك سپرده شد.

از او آثارى چند چون: رساله در صلوة، زكوة، حواشى بر رسايل و مكاسب شيخ انصارى، حواشى بر كفايه، شرح قصيده برده، المغنى عن المغنى (تلخيص كتاب مغنى ابن هشام) و شرح قصيده عينيه و بابيه ابن ابى الحديد بر جاى مانده است.

آيت الله شيخ محمد فكور يزدى

شيخ محمد فرزند آقا حسين يزدى در سال 1324 ه .ق در احمد آباد اردكان ديده به جهان گشود. كم‏تر از 6 سال داشت كه جهت فراگرفتن قرآن مجيد پاى به مكتب گذاشت. چون درآمد مالى پدرش كفاف مخارج خانواده‏اش نمى‏كرد، به شاگردى مغازه پرداخت و همزمان با كار، خواندن و نوشتن را نيز فراگرفت. استعداد سرشار و شوق آموختن سبب شد تا سرانجام به مدرسه علميه اردكان راه يابد و پس از طى تحصيلات مقدماتى، جهت ادامه تحصيل راهى يزد شد.

پس از گذشت حدود 20 بهار از زندگى‏اش، رهسپار حوزه علميه قم شد و نزد اساتيدى هم‏چون حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى، حجت كوه‏كمرى، صدرالدين صدر، امام خمينى، آيت الله بروجردى تحصيل علم كرد.

وى در حدود 18 سال از محضر آيت الله العظمى بروجردى بهره برد تا اينكه به درجه اجتهاد نايل آمد و از مدرسين عالى رتبه حوزه علميه شد و در صحن بزرگ حضرت معصومه عليهاالسلام شروع به تدريس كرد.

وى با صفا و معنويت و در كمال زهد و ورع زندگى را سپرى مى‏كرد و در مصرف وجوهات شرعى بيش از حد احتياط مى‏كرد و با وجود آنكه اموال زيادى از خمس، زكات و كفارات به دستش مى‏رسيد با دقت خاصى آن را به موارد مصارفش مى‏رساند و زندگى او از سطح متوسط طلاب نيز پايين‏تر بود.

وى سرانجام پس عمرى تدريس در حوزه علميه قم سرانجام در روز جمعه هشتم ذيقعده سال 1394 ه .ق ديده از جهان فرو بست و در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد.

آيت الله صدوقى (سومين شهيد محراب)

آيت الله صدوقى در سال 1327 ه .ق در يزد ديده به دنيا گشود. خانواده شهيد صدوقى از نواده‏هاى مرحوم شيخ صدوق مى‏باشند و پدر او يكى از روحانيون معروف يزد بود.

وى در سن 7 سالگى پدر و در 9 سالگى مادر خويش را از دست داد. او تحصيلات خود را تا حدود لمعه و قوانين در مدرسه عبدالرحيم خان يزد گذراند.

در سال 1348 ه .ق براى ادامه تحصيل به اصفهان رفت و در مدرسه چهار باغ مشغول تحصيل شد. شهيد صدوقى براى ادامه تحصيل با خانواده خويش به قم هجرت نمود و مدت 21 سال در آنجا به تحصيل علوم پرداخت. پس از درگذشت موسس و مدير حوزه علميه قم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى، قسمتى از كارهاى حوزه به شهيد صدوقى واگذار شد.

او علاوه بر توليت مدارس، تقسيم شهريه طلاب، تدريس هم مى‏نمود و در درس آيات عظام، آيت ا... خوانسارى، آيت ا... حجت و آيت ا... بروجردى شركت مى‏كرد.

همچنين در اطراف قم نيز به زراعت مشغول بود. بين او و امام خمينى الفت و انسى تام بود و بيشتر اوقات خويش را با رهبر كبير انقلاب «امام خمينى(ره)» مى‏گذراند.

خود آن شهيد در اين باره مى‏گويد: «در آن وقت امام خمينى يكى از مدرسين خيلى مبرز حوزه بودند كه همه ايشان را به عنوان اينكه يك آقاى فوق العاده است مى‏شناختند. تدريش‏شان هم خيلى بالا گرفت و با اينكه آقايان مراجع هم بودند ولى تدريس ايشان در قم اولويت پيدا كرد. ... بنده در سال 1349 قمرى كه وارد قم شدم، دو سه روزى پس از ورود، با امام خمينى و كم كم آشنايى ما بالا گرفت و به رفاقت كشيد و گاه در تمام مدت شبانه روز با ايشان بودم ...».

آيت ا... صدوقى در سال 1330 ه .ش به يزد مراجعت كرد و در آنجا به تدريس پرداخت و علاوه بر آن به تعمير مدارس از جمله مدرسه خان، مدرسه عبدالرحيم خان پرداخت و مسجد روضه محمديه را هم تعمير نمود.

در سال 1341 كه قضيه انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى اتفاق افتاد، آيت ا... صدوقى در تماس مستقيم با حضرت امام خمينى(ره) بود و منزل ايشان محل رفت و آمد و تجمع روحانيون شده بود و ايشان عملاً هدايت انقلابيون مسلمان يزد را بر عهده گرفت.

در قضيه 15 خرداد نيز به همراه با امام به ميدان مبارزه عليه رژيم شتافت و در طول دوره تبعيد امام خمينى(ره) به عراق و پاريس با او در ارتباط بود و اعلاميه‏هايى كه امام در پاريس صادر مى‏كردند توسط ايشان بوسيله تلفن ضبط مى‏شد و از آنجا به اطلاع علماى مشهد، تبريز و شيراز و ديگر آنها مى‏رسيد.

آيت ا... صدوقى سال 1358 به نمايندگى مردم يزد در مجلس خبرگان قانون اساسى انتخاب گرديد. سرانجام اين عالم بزرگ در يازدهم تيرماه سال 1361 ه .ش در محراب نماز جمعه به دست منافقين به شهادت رسيد و پيكر پاكش در مسجد حظيره يزد به خاك سپرده شد.

حاج شيخ مرتضى حايرى يزدى

حاج آقا مرتضى فرزند ارشد آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى، روز چهاردهم ذى الحجه سال 1334 در اراك به دنيا آمد.

حاج آقا مرتضى در خاندان علم و فضيلت و تقوا رشد نمود و در تحصيل علم و دانش بسيار كوشا بود، بعد از اتمام دروس مقدماتى، فقه و اصول و فلسفه را نزد استادان شايسته‏اى هم‏چون آيات عظام گلپايگانى، محمدتقى خوانسارى، محقق داماد، حاج شيخ عبدالكريم حايرى، حجت كوه كمرى، بروجردى و امام خمينى فرا گرفت.

آيت الله حاج آقا مرتضى، بيش از چهل سال در حوزه علميه قم به تدريس سطح و خارج فقه و اصول پرداخت و شاگردان ممتازى تربيت و تحويل جامعه داد. در زمان حكومت طاغوت، با قوانين ضد دينى رژيم شاهنشاهى به طور محسوس مخالفت مى‏نمود و رسما در صف مبارزان و مخالفان رژيم قرار داشت. گاهى در مجالس عمومى، عليه نظام ستم‏شاهى سخنرانى مى‏كرد تا اينكه جريان انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى پيش آمد؛ اولين جلسه مراجع بزرگ قم در رابطه با مقابله با اين جريان در منزل ايشان تشكيل شد.

حاج آقا مرتضى حايرى پس از عمرى تلاش و كوشش در راه احياى دين مبين اسلام و تربيت شاگردانى والا مقام، بالاخره در شب 24 جمادى الثانى 1406 ه .ق روح پاكش به ملكوت اعلى پيوست و در حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام در جوار قبر پدر بزرگوارش آيت الله العظمى حايرى يزدى دفن گرديد.

سيد محمد باقر مدرسى

سيد محمد باقر فرزند مير سيد على مدرسى در سال 1316 ه .ق بدنيا آمد و در مهد علم و دانش پرورش يافت و مدارج علمى و كمال را طى نموده و از محضر درس پدر بزرگوارش بهره‏ها برد و سپس به نجف اشرف عزيمت نمود و از محفل علمى شيخ ميرزا حسين نائينى، شيخ باقر كسنويه‏اى، شيخ على محمد رفيعى و سيد حسين باغ گندمى استفاده كرد. از او كتابى به نام احكام اسلام به يادگار مانده است.

سرانجام او در سال 1406 ه .ق در 90 سالگى درگذشت و در يكى از حجره‏هاى صحن امام زاده جعفر عليه‏السلاممدفون گرديد.

آيت الله سيد روح الله خاتمى

مرحوم آيت الله سيد روح الله خاتمى در سال 1324 ه .ق به دنيا آمد. دوران طفوليت وى در اردكان سپرى شد و از آنجايى كه خانواده او تماما از سلك روحانى بودند وى هم دنباله‏رو نيكان خود شد.

تا سن 13 سالگى در مكتب، عربى و فارسى را آموخت و بعد در اردكان مشغول فراگرفتن علوم دينى شد و سپس براى ادامه تحصيل راهى اصفهان شد و از اساتيد به نام آن حوزه كسب فيض كرد و از درس نهج البلاغه عارف بزرگ حاج ميرزا على آقاى شيرازى استفاده نمود و با ايشان انس و الفتى خاص پيدا كرد.

وى معقول را خدمت مرحوم شيخ محمد خراسانى و فقه و اصول را نزد مرحوم آقا سيد محمد نجف آبادى، مرحوم آقا سيد على نجف آبادى و مرحوم حاج آقا رحيم ارباب تلمذ كرد.

اين مدت تقريبا 12 سال طول كشيد و مجددا به اردكان بازگشت ولى اين مراجعت به قصدتوطن نبود بلكه قصد تشرف به نجف اشرف را داشت ولى با توجه به شرايط دشوار اين توفيق حاصل نشد.

آيت ا... خاتمى در اين مدت مدرسه علميه اردكان را كه تقريبا به مخروبه‏اى تبديل شده بود، تعمير كرد و به آنجا رونق بخشيد و جلسه بحث و درس را در آن برپا ساخت تا اينكه 15 خرداد 1342 فرا رسيد. آيت الله خاتمى اعلاميه‏هايى كه از طرف حضرت امام صادر مى‏شد، به وسيله افراد مختلف پخش مى‏كرد و در مناسبت‏هاى مختلف به ايراد سخنرانى مى‏پرداخت.

بعد از انقلاب به حكم حضرت امام به امامت جمعه اردكان منصوب شد و از سوى ديگر به عنوان نماينده مردم استان يزد در خبرگان قانون اساسى برگزيده شد.

او در تيرماه 1361 به دنبال شهادت حضرت آيت الله صدوقى امام جمعه يزد از سوى امام به امامت جمعه يزد منصوب شد و هم چنان در اين منصب اداى تكليف مى‏كرد تا اينكه در پنجم آبان 1367 ه .ش روح پاكش به ملكوت اعلى پركشيد.

پيكر مطهرش بعد از تشييع باشكوه در شهر يزد به اردكان انتقال داده شد و در اين شهر به خاك سپرده شد.

سيد نور الله آيت اللهى

سيد نور الله فرزند سيد محمد آيت اللهى در سال 1310 ه .ش متولد گرديد. او بعد از گذراندن دوره ابتدايى، وارد حوزه علميه يزد شد و پس از گذراندن مقدمات، وارد حوزه علميه قم شد و پس از اندى در درس آيت الله العظمى بروجردى حضور پيدا كرد و از آيات ديگر همچون امام خمينى(ره)، آيت الله محقق و داماد و آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى بهره برد و خود نيز به تدريس پرداخت.

او با سعى و تلاش خود به مرتبه اجتهاد رسيد و موفق به كسب اجازه اجتهاد از اين استادان گرديد. او ضمن تحصيل به تدريس سطح نيز اشتغال داشت.

وى در سال 1359 به يزد مراجعت نمود و به سمت امام جمعه نصرآباد پيشكوه يزد منصوب گرديد و در حوزه علميه يزد نيز به تدريس مشغول گرديد.

از ايشان 15 كتاب در علم فقه و اصول فقه به جاى مانده است كه هنوز چاپ و منتشر نشده است. وى در سال 1367 ه .ش دار فانى را وداع گفت و در آستانه امام زاده جعفر عليه‏السلامبه خاك سپرده شد.

سيد اسد الله آيت اللهى

سيد اسد الله فرزند سيد محمد در سال 1305 ه .ش در يزد به دنيا آمد و پس از گذراندن دوره ابتدايى در يزد، به قم عزيمت نمود و بعد از فراگيرى علوم مقدماتى سطح عالى حوزه را در محضر آيات عظام مرعشى نجفى، سلطانى و شهيد صدوقى گذراند. در سن 20 سالگى در درس خارج آيات عظام بروجردى و داماد شركت مى‏نمود.

او در سال 1332 در سن 27 سالگى به يزد برگشت و به تبليغ دين و هدايت مردم مشغول شد. او در يزد خدمات فراوانى نمود. اقدام به ساخت مساجد نمود. به آستانه حضرت امام زاده جعفر عليه‏السلام رونقى به سزا داد.

وى سرانجام در سن 71 سالگى در سال 1376 ه .ش (1418 ه .ق) به ملكوت اعلى پيوست و در آستانه امام زاده جعفر به دست خاك سپرده شد.

سيد محمد مدرسى

سيد محمد فرزند سيد احمد مدرسى در سال 1295 ه .ش بدنيا آمد. وى يكى از چهره‏هاى درخشان علم و فقاهت در استان يزد مى‏باشد. شجره نامه اين عالم بزرگوار به امام حسن مجتبى منتهى مى‏گردد.

سيد محمد پس از طى دوران كودكى، مشغول تحصيل گرديد و علوم مقدماتى و دوره سطح فقه و اصول را نزد اساتيدى چون آقا سيد حسين فقيهى، آقا شيخ مرتضى، آيت الله ميرزا سيد احمد مدرسى، آيت الله حاج مير سيد على لب خندقى، آيت الله محمد صادق مدرسى، آيت الله آقا سيد حسين باغ گندمى و آيت الله حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانى آموخت.

او در سال 1317 يا 1318 در حدود 22 سالگى به قم عزيمت نمود و از محضر اساتيدى چون آيت الله ميرزا محمد ثابتى درجزينى همدانى و آيت الله العظمى حاج سيد محمد تقى خوانسارى بهره‏مند گردند.

او در سال 1322 ه .ش به يزد مراجعت نمود و تدريس در رشته‏هاى مختلف علوم اسلامى چون فقه، اصول و تفسير را در بقعه اسحاقيه مدرسه مصلى يزد آغاز نمود. بعد از مدتى مسؤليت اقامه نماز جماعت را در مسجد فُرْط يزد به عهده گرفت.

با پيروزى انقلاب اسلامى از طرف حضرت امام خمينى به امامت جمعه حومه شرقى شهر يزد معرفى گرديد و مدت دو دهه در آن منطقه به اقامه جمعه و جماعت پرداخت. او همچنين در تأمين مسكن طلاب و روحانيون منطقه بسيار تلاش كرد و تعداد 53 واحد مسكونى را ساخته و به طلاب واگذار نمود.

از ديگر خدمات اين عالم ربانى، تأسيس حوزه علميه روستاى طرزجان يزد است كه هر ساله در طول تابستان بيش از 150 نفر از طلاب را آموزش مى‏دهد. همچنين مقدارى از هزينه‏هاى جارى و سرمايه‏اى حوزه علميه يزد را متقبل شده بود و به طلاب يزدى مقيم حوزه‏هاى علميه نجف، قم و مشهد شهريه مى‏داد.

سرانجام او در سال 1377 ه .ش (1419 ه .ق) در سن 84 سالگى ديده از جهان فرو بست و در جوار مرقد مطهر امام زاده جعفر براى هميشه آرميد.

آيت الله سيد عباس خاتم يزدى

سيد عباس خاتم يزدى فرزند سيد يحيى در سال 1313 ه .ش در خانواده‏اى اهل علم در شهر يزد متولد شد. وى تحصيلات نخستين خود را تحت تربيت پدر فاضل خود شروع كرد و قرآن و كتاب‏هاى نصاب الصبيان و گلستان را در مكتب خواند.

سپس در سال 1320 ه .ش به مدرسه شفيعيه يزد رفت و كتاب هاى جامع المقدمات، السيوطى، جامى، شرح نظام و ديگركتب چون رسائل و مكاسب را در آن جا نزد مدرسين يزد گذراند.

او در سال 1331 ه .ش جهت ادامه تحصيلات به قم آمد و سطوح عالى، فلسفه، تفسير و درس خارج را نزد استادانى چون شيخ جعفر علوى، احمد علوى، جلالى، آيت اللهى، سيد حسين يزدى، منتظرى، مطهرى، مرتضى حائرى، بروجردى، محقق داماد، گلپايگانى، اراكى، امام خمينى فرا گرفت.

او در سال 1336 به نجف اشرف رفت و به مدت 35 سال مشغول تحصيل و تدريس شد و كتاب هاى سطح و درس خارج راتدريس كرد. آيت الله خاتم يزدى درنجف اشرف با همكارى آيت الله سيد جعفر كريمى بحث خلل و كتاب بيع و خيارات امام خمينى را تصحيح و تنظيم كرد.

وى همزمان با انقلاب اسلامى پس از خروج امام خمينى از عراق از آنجا رانده شد و به ايران بازگشت و در قم از اعضاى دفتر پاسخ به استفتاآت حضرت امام و بعد از آن آيت الله اراكى و مقام معظم رهبرى، حضرت آيت الله خامنه‏اى و عضو دبير خانه ائمه جمعه و مدرس حوزه بود و دروس خارج را تدريس مى‏نمود.

آيت الله خاتم در دومين و سومين دوره از انتخابات خبرگان رهبرى از سوى مردم يزد به نمايندگى انتخاب شد.

ايشان پس از سالها مجاهدت و مبارزه در سال 1380 ه .ش ديده از جهان فرو بست و در جوار ملكوتى حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپرده شد.

آيت الله ميرزا محمد انوارى

ميرزا محمد فرزند حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمدباقر انوارى در سال 1298 ه .ش در روستاى كشنويه يزد ديده به جهان گشود.

او دوران كودكى را در زادگاهش سپرى كرد. دروس صرف، نحو، منطق، معانى، بيان، معالم و شرح لمعه را نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفت. سپس به حوزه علميه يزد عزيمت نمود.

از محضر علمايى چون حضرات آيات فرسايى، حاج ميرزا آقا مدرسى و حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانى كسب فيض نمود. مدتى نيز در مشهد از درس خارج آيت الله شيخ هاشم قزوينى بهره گرفت. سپس به قم آمد و از محضر آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى و آيت الله حجت و آيت الله بروجردى كسب فيض نمود.

چندين بار براى ارشاد و هدايت مردم به هندوستان مسافرت نمود. او در يزد به تدريس شرح لمعه و رسائل اشتغال داشت.

ميرزا محمد در سال 1344 به امر آيت الله سيد محسن حكيم براى تبليغ و رسيدگى به امور دينى و شرعى مردم به بندر عباس رفت و در آنجا ضمن اقامه جماعت به تبليغ دين و رسيدگى به امور شرعى مردم مشغول گرديد. او با آغاز مبارزات مردم عليه رژيم، هدايت آنها را در بندر عباس به عهده گرفت.

وى در دى ماه 1356 پس از چاپ مقاله توهين‏آميز روزنامه اطلاعات و اهانت به حضرت امام خمينى(ره)، نماز جماعت خود را تعطيل نمود و اقدام او به ديگر نقاط شهرستان نيز سرايت نمود و با تعطيلى نمازهاى جماعت، تعطيل شد و موجى از انزجار عمومى نسبت به رژيم در مردم ايجاد شد.

پس از پيروزى انقلاب، او مدتى به تدريس در نيروى هوايى بندر عباس سپاه را پرداخت و مدتى نيز به عنوان روحانى، در گزينش آموزش و پرورش استان هرمزگان انجام وظيفه نمود. با پيروزى انقلاب به عنوان امام جمعه وقت بندر عباس منصوب گرديد.

وى در سال 1358 به نمايندگى مجلس خبرگان بررسى نهايى قانون اساسى از سوى مردم هرمزگان برگزيده شد. در سه دوره متوالى يعنى از اولين دوره انتخابات خبرگان رهبرى تا كنون نيز از سوى مردم استان هرمزگان به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى انتخاب گرديد و هم اكنون در مجلس خبرگان رهبرى مشغول انجام وظيفه است و به عنوان امام جمعه موقت بندر عباس نيز انجام وظيفه مى‏نمايد.

سيد محمد خاتمى

حجت الاسلام حاج سيد محمد خاتمى در سال 1322 ه .ش در اردكان متولد شد. وى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همين شهر به پايان رسانيد و در همان حال دوره مقدمات علوم اسلامى را در مدرسه علميه اردكان طى كرد.

وى در سال 1340 به قم و در سال 1344 به اصفهان عزيمت نمود و ضمن ادامه تحصيل علوم اسلامى در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان به تحصيل پرداخت و در ضمن تحصيل، سرپرستى انجمن اسلامى دانشگاه اصفهان را نيز به عهده داشت.

آقاى خاتمى در سال 1350 مجددا به قم عزيمت نمود و به تحصيل دروس خارج فقه و اصول و فلسفه پرداخت. در زمينه فلسفه و معارف اسلامى از محضر پرفيض استاد شهيد مطهرى بهره گرفت.

وى در آغاز سال 1357 به درخواست دكتر بهشتى جهت اداره مركز اسلامى هامبورگ به آلمان عزيمت نمود و اين مركز را با همكارى اتحاديه انجمن‏هاى اسلامى دانشجويان در اروپا به خصوص همزمان با اقامت حضرت امام خمينى در پاريس به صورت يكى از كانون‏هاى مبارزاتى اسلامى در خارج از كشور درآورد و در سال 1358 به درخواست مردم اردكان از آلمان به ايران عزيمت نمود و به نمايندگى مردم اين شهرستان در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديد.

در آبان 1359 به موجب حكمى از سوى امام خمينى به سرپرستى روزنامه كيهان منصوب شد و در آبان 1361 به درخواست مهندس موسوى نخست وزير وقت به عنوان وزير ارشاد معرفى شد.

در زمان رياست جمهورى حجت الاسلام و المسلمين هاشمى رفسنجانى نيز در همين پست انجام وظيفه و فعاليت شايانى را انجام داد تا اينكه از اين منصب استعفا داد و به حكم رياست جمهورى به رياست كتابخانه ملى برگزيده شد و در سال 1376 به حكم مقام معظم رهبرى عضو شوراى انقلاب فرهنگى شد.

وى در خرداد ماه سال 1376 با راى اكثريت قاطع مردم ايران به رياست جمهور كشور اسلامى ايران برگزيده شد.

در سال 1380 نيز مجددا با رأى اكثريت مردم ايران به رياست جمهورى كشور اسلامى ايران انتخاب گرديد و هم اكنون در اين سمت انجام وظيفه مى‏نمايد. وى در دوره هفتم رياست جمهورى، رياست سازمان كنفرانس اسلامى را به عهده داشتند و در اين دوره طرح گفتگوى تمدن‏ها را مطرح نمودند.



منابع