ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

دوران جمهوری اسلامی در استان کردستان

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

ویرایش در تاریخ ‏۱۸ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۹ توسط 172.16.1.19 (بحث)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

دوران جمهوری اسلامی

ـ نقش مردم و نهادهاى انقلابى در مبارزه با ضد انقلاب

پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى و به خطر افتادن منافع قدرت‏ها در ايران، توطئه‏ها بر عليه انقلاب اسلامى ملت ايران آغاز گرديد. توطئه گران با توجه به شناخت موقعيت كردستان و پيچيدگى مسائل قومى و مذهبى آنجا را به عنوان كانون بحران انتخاب كردند و اين استان آشيانه دهها گروه و حزب گوناگون گرديد.

به محض پيروزى انقلاب، آشوب در كردستان شروع شد، و در تاريخ 1/12/57 يعنى فقط هشت روز بعد از پيروزى انقلاب، توطئه گران پادگان ارتش را در مهاباد محاصره و همه اسلحه پادگان را غارت كردند.

بعداز پيروزى انقلاب به مدت 7 ماه ارتش، ژاندارمرى و شهربانى در كردستان وجود نداشت و در چنين شرايط احزاب چپ مسلح شده و با اسلحه‏اى كه از پادگان‏ها و ديگر مراكز نظامى مهاباد به يغما برده بودند، در ساعت 23 روز 27/12/57، توطئه گران، پادگان نظامى سنندج را محاصره كردند، و بدون آنكه گلوله‏اى از داخل پادگان به طرف آنها شليك شود، وارد پادگان شدند و 21 سرباز را كشته و چند ساختمان پادگان را تسخير كردند و مى‏رفت كه پادگان بزرگ سنندج به دست توطئه گران سقوط كند كه با تصميم به موقع تيمسار قرنى و ارسال نيرو توسط هليكوپتر به داخل پادگان سنندج، پادگان از خطر سقوط حتمى نجات پيدا كرد.

احزاب چپ، بعد از خلع سلاح و قتل و غارت در پادگان‏هاى بانه و سردشت و بعداز نابودى نيروهاى دولتى در منطقه، دست به تصفيه نيروهاى مذهبى مخالف خود زدند، در مهاباد، سقز، اشنويه، و بوكان به مكتب‏هاى قرآن حمله كردند و رگبار گلوله بر آنها گشودند و اين مراكز را به آتش كشيدند كه جرم آنها فقط تفسير قرآن در شب‏هاى جمعه بود، و التزام آنها به اسلام و احيانا پشتيبانى از انقلاب اسلامى ايران بود و اصولاً مسلح نبودند و قدرتى به شمار نمى‏رفتند و فقط داراى مواضع ايدئولوژيك بودند.

در تاريخ 23 تير ماه سال 58، صدها نفر از طرفداران احزاب چپ وارد مريوان شدند و سپاه پاسداران را محاصره كردند و تعدادى از پاسداران را كشتند و بقيه را مجروح و يا متوارى كردند و يكى از مجروحين پاسدار را با موزائيك سر بريدند، و جسد او را روى سنگفرش‏ها كشاندند.

به دنبال آن سپاه پاسداران كرمانشاه اقدام به اعزام 100 پاسدار از كرمانشاه به مريوان نمود. ولى آنان به محض رسيدن مجبور شدند در پادگان ارتش مستقر شوند و گروه‏هاى مزدور براى اعتراض به ورود پاسداران به پادگان مريوان، مردم شهر، را به اردوگاهى در 8 كيلومترى شهر بردند و چند هزار نفر از طرفداران آنها از سنندج به سوى مريوان به حركت در آمدند و مى‏خواستند كه زن و بچه‏ها را به جلو انداخته به پادگان مريوان حمله كنند، و نيروهاى زيادى از كردهاى داخلى و خارجى همه ارتفاعات مشرف به پادگان را محاصره كرده و پادگان به شدت تشنج بود، عاقبت اين توطئه با سياست و تدبير شهيد چمران بدون خونريزى پايان يافت و مردم به شهر بازگشتند عناصر ضد انقلاب شهر را ترك كردند.

با فرمان امام شهيد چمران به همراه عده‏اى زيادى از ارتشيان و پاسداران، نيروهاى مردمى و پيش مرگان كرد مسلمان نسبت به پاكسازى منطقه از دست اشرار مسلح دست يازيدند و شهرهاى نوسود، مريوان، بانه، سردشت، مهاباد، بوكان، سقز و نقاط ديگر يكى پس از ديگرى به تصرف نيروها در آمد.

در شهر بانه نيروهاى دشمن چهار برابر نيروهاى اسلام بود و فرماندهى آن را جلال حسينى، برادر عزالدين حسينى به عهده داشت و بزرگترين قدرت منطقه به شمار مى‏رفت. ولى با حمله رزمندگان اسلام او و بسيارى از نيروهايش متوارى شدند.

در تاريخ 30 مرداد 1358 پيام تاريخى از سوى امام امت خطاب به مردم كردستان بدين صورت ارسال شد.

بسم الله الرحمن الرحيم

«اهالى محترم كردستان دوستان معظم من پس از پيروزى انقلاب و اعلام جمهورى اسلامى گروههائى كه با اسلام دشمن هستند و از وابستگان اجانب مى‏باشد شروع به فعاليت بر ضد نهضت اسلامى و بر ضد جمهورى اسلامى نمودند حتى بعضى از آنها علنى مخالفت كرده و رفراندوم را تحريم نمودند و شما برادران ديديد كه حزب دمكرات كردستان وابستگى مستقيم با آمريكا و صهيونيزم دارد.

در آستانه تشكيل مجلس خبرگان و پس از راهپيمائى عظيم مسلمين براى قدس سركردگان خائن اين حزب جوانان را اغفال نموده و به برادر كشى كشاندند.

برادران مسلمان من شما به تبليغات فريبنده اين مخالفين اسلام كه مى‏خواهند كشور مسلمان ما را به كفر بكشند گوش ندهيد و نگذاريد جوانان عزيز به دام اين منحرفين بيفتد.

من از اهالى محترم كردستان تشكر وافر مى‏كنم كه به تعهد انسانى و اسلامى خود باقى هستند و از آنان تقاضا مى‏كنم كه از قواى انتظاميه اسلامى پشتيبانى كنند و سران اين حزب و مفسدين را در منطقه بگيرند و تحويل مأمورين دهند و بدانند كه با اين عمل رضاى خداوند تعالى و پيغمبر عظيم الشان اسلام را بدست آورده‏اند.

حزب دمكرات كردستان غير رسمى و غير قانونى اعلام شد و چون حزب شيطان است بايد تمام اهالى كردستان به وظيفه شرعيه عمل و جوانان خود را از عضويت در اين حزب منحل ممنوع نمايند و با قاطعيت از توطئه اين جنايتكاران جلوگيرى و مخفى گاههاى سران آنان را به دولت و ارتش اسلامى معرفى كنند.

اميد است اين عمل شما موجب قبول عبادات در درگاه حق تعالى شود. در خاتمه تاكيد مى‏كنم كه اسلام تنها پناهگاه همه ما است و در زير پرچم پرافتخار آن همه گروهها به حقوق خود مى‏رسند.

عوامل اجانب كه منافع خود و اربابانشان را در خطر مى‏بينند براى تحريك برادران اهل سنت و دامن زدن به برادر كشى قضيه شيعه و سنى را طرح نموده و مى‏خواهند با شيطنت بين برادران اختلاف ايجاد كنند.

در جمهورى اسلامى همه برادران سنى و شيعه در كنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوى هستند. هر كس خلاف اين را تبليغ كرد دشمن اسلام و ايران است و برادران كرد بايد اين تبليغات غير اسلامى را در منطقه خفه كنند.

از خداوند تبارك و تعالى وحدت كلمه مسلمين و نابودى منافقين را خواهانم.»

السلام عليكم و رحمة الله

روح الله الموسوى الخمينى

29 مرداد 58

در سركوب توطئه ضد انقلاب نقش مردم مسلمان كرد خصوصا در قالب پيشمرگان مسلمان بسيار محسوس و مشهور بود. به هر حال با استقرار نيروهاى جمهورى اسلامى مردم به خانه‏هاى خود بازگشتند و احساس آرامش كردند.

2ـ نقش احزاب و گروهكهاى سياسى

مردم محروم كردستان در دوران‏هاى مختلف از طرق بسيارى، نظير احساسات ناسيوناليستى، اختلافات مذهبى، فقر فرهنگى و شخصيت‏ها و دستجات وابسته مورد سؤ استفاده قرار گرفته بودند. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، حقانيت جايگاه مردم كرد در نظام اسلامى به ديده احترام نگريسته شد و كردستان مظلوم در اولويت محروميت زدايى قرار گرفت. اما در اين هنگام با توطئه دشمنان خارجى با عنوان طرفدارى از خلق كرد و ناسيوناليزم كرد روبرو گرديد.

شروع روند حركت احزاب در كردستان و آمدن احزاب و سازمان‏هاى جديد سياسى به صحنه، همچون حزب دموكرات به رهبرى قاسملو، حزب كومه‏له به رهبرى مهتدى، حزب توده كردستان به رهبرى غنى بلوريان، حزب رزگارى به رهبرى شيخ عثمان نقشبندى و شخصيتهاى خود فروخته‏اى مانند شيخ عزالدين حسينى، پاليزبان، اويسى، سالارجاف به جز آماده‏سازى منويات شوم خائنانه به ملت كرد، توجيه ديگرى نداشت.

مطالعات مختصر تاريخ قوم كرد نشان مى‏دهد كه امپرياليزم آمريكا همواره كوشيده است كه ملت كرد را وجه المصالحه اهداف شوم خود در منطقه قرار دهد و يا در موقع لزوم آن را قربانى توافق‏هاى پشت پرده خويش با ابرقدرت شرق سازد. آخرين اين توطئه‏ها در سالهاى قبل از انقلاب اسلامى در سال 1975م ضمن توافق محمدرضا شاه با صدام حسين در الجزاير پشت سر مردم كرد صورت گرفت.

از سال 1971 تا 1973 ميلادى تماس‏هاى مكررى ميان ملامصطفى بارزانى و دولت ايران و سازمان سيا در تهران، به منظور جلب كمك‏هاى آمريكا در جنگ عليه عراق صورت گرفت كه در اين راستا پس از اعلام سياست ملى كردن صنايع نفت عراق، آمريكا تصميم گرفت 16 ميليون دلار براى هزينه خريد سلاح‏هاى ارسالى به اكراد كمك نمايد.

در سال 1973 اسرائيل نيز با ملامصطفى تماس گرفته و به وى اصرار كرد تا از فرصت عزيمت ارتش عراق به سوريه جهت شركت در جنگ اكتبر استفاده كرده و دست به يك حمله وسيع در عراق بزند.

گرچه نبايد غافل شد كه نيات شوم آمريكا در پرورش ملا مصطفى بازرانى در قبل از انقلاب اسلامى، براى اجراى اهداف خويش و در بعد از انقلاب با تغيير مهره سياسى مشخص ديگرى به نام دكتر عبدالرحمن قاسملو و ديگر سران احزاب كرد و سازمانهاى خلقى تحقق يافته بود.

امام خمينى، نيز با درايت سياسى خود دريافته بود كه نقش اساسى را در درگيرهاى كردستان، احزاب داشته و به شرق و غرب اتكا مى‏كنند و غالب افرادى كه به دنبال اين گروهها در حركت هستند مردمان ساده دلند كه فريب وعده‏هاى پوچ آنها را خورده‏اند. لذا در تاريخ چهارشنبه 7 شهريور ماه 1358 در ضمن دستور العملى درباره كردستان چنين بيان داشتند: 1ـ هماهنگى در قواى انتظامى (ارتش ـ ژاندارمرى ـ سپاه پاسداران) بطور قاطع ادامه پيدا كند متخلفين مجرم شناخته مى‏شوند و مؤاخذه مى‏گردند.

2ـ با سران حزب منحله دمكرات و ديگر سران كه خائنان به ملت و كشور اسلامى هستند و قيام بر ضد حكومت مركزى نمودند با شدت عمل مى‏شود و جوانان عزيز و برومند كرد آنان را گرفته و تحويل نيروهاى انتظامى دهند.

3ـ علماى اعلام اهل سنت مكلفند شرعا با قواى انتظامى همكارى كنند و مخفى گاه خائنان را در صورتى كه مى‏دانند به آنان نشان دهند و با آنان معامله مرتد از اسلام نمايند تا نزد خدا مسئول نباشد.

4ـ من مكررا اعلام كرده‏ام كه در اسلام نژاد ـ زبان و قوميت و ناحيه مطرح نيست تمام مسلمين چه اهل سنت و چه شيعى برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزايا و حقوق اسلامى هستند.

از جمله جنايتهايى كه بدخواهان به اسلام مرتكب شده‏اند ايجاد اختلاف بين برادران سنى و شيعى است. من از همه برادران اهل سنت تقاضا دارم كه اين شايعات را محكوم و شايعه سازان را به سزاى اعمالشان برسانند.

5ـ هيچ كس به هيچ عنوان حق تجاوز بجان و مال برادران كردستان ما را ندارد متجاوزين شديدا به جزاى اعمال خود ميرسند.

6ـ آن دسته از اعضاى حزب منحله دمكرات و ساير برادران ما كه بوسيله تبليغات باطل سران جنايتكار اين حزب اغفال شده‏اند در صورتيكه به برادران مسلمان خود بپيوندند اسلحه را زمين گذاشته و تسليم شوند باز هم مورد عفو هستند و در امان حكومت جمهورى اسلامى مى‏باشند.

7ـ در عين حال كه بايد سلسله مراتب در قواى انتظامى دقيقا مراعات شود و اطاعت از ما فوق حتمى است. ما فوق موظف است با زير دست رفتار اسلامى ـ انسانى داشته باشد.

نماز جمعه

با پيروزى انقلاب اسلامى و به موازات استقرار نهادهاى انقلابى، برنامه برپائى نماز دشمن شكن جمعه و تقويت آن در راستاى اهداف نظام جمهورى اسلامى ايران قرار گرفت. در اين راستا ائمه جمعه سنى و شيعه ذيل در استان كردستان به برپائى نماز جمعه منصوب شدند و تا به حال جايگاه‏هاى نماز جمعه شاهد حضور باشكوه مردم هميشه در صحنه استان بوده است.

ائمه جمعه استان عبارتند از:

بيجار: حجت الاسلام مرتضى مروى،

حسن آباد ياسوگنه: حجت الاسلام محمد باقر مقدمى،

سريش‏آباد: حجت الاسلام على خديوى،

قروه كردستان: حجت الاسلام حجت‏الله اسماعيلى،

كامياران: حجت الاسلام بلال عربيان.

دفاع مقدس

دولت بعثى عراق در 31 شهريور 1359 ه .ش به خاك مقدس ايران تجاوز كرد و در ابتداى جنگ استان مظلوم كردستان كه هنوز آثار شوم حضور احزاب شيطانى را بر پيكر داشت مورد هجوم قرار گرفت و بعضى از مناطق مهم مرزى اين استان اشغال و شهرهاى مريوان و بانه آماج گلوله‏هاى توپخانه قرار گرفت در اين منطقه انجام تهاجم و عمليات ابتدائى به احزاب وابسته من جمله كومله و دمكرات سپرده شد. نيروهاى اين استان در ابتدا در قالب نيروهاى مردمى نظامى و پيش مرگ به جنگ و مبارزه با ضدانقلاب شتافتند بعدها در قالب تيپ 39 بيت‏المقدس به جبهه‏هاى جنگ شتافتند. (از سال 1376 اين تيپ به لشگر 22 بيت‏المقدس تبديل شده است)

در طول هشت سال جنگ تحميلى عراق عليه ايران و قبل از آن، از سوى نيروهاى دلير ارتش، سپاه، بسيج، عشاير، ژاندارمرى، شهربانى، عمليات نظامى بسيارى عليه ضد انقلاب داخلى و رژيم عراق صورت گرفته است كه نام چند عمليات برجسته نظامى در اين منطقه عبارتند از:

1ـ عمليات محمد رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

در دى 1360، مصادف با بعثت پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، عمليات سرنوشت ساز محمد رسول‏الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از محورهاى مريوان و پاوه در منطقه خرمال به فرماندهى حاج همت، به اجرا در آمد كه در اين محور، رزمندگان اسلام با عقب راندن ضد انقلاب و نيروهاى حزب كومله و دمكرات به مصاف دشمنى بعثى شتافتند و پايگاههاى دشمن را در اطراف طويله و بياره عراق منهدم ساختند.

2ـ عمليات والفجر 4

در پائيز سال 1362 و به دنبال حملات وسيع رژيم عراق به مناطق مسكونى، عمليات گسترده‏اى در 4 مرحله در ساعت 24 تاريخ 27/7/1362 با رمز مقدس «يا الله، يا الله، يا الله» در منطقه عملياتى در دره شيلر در شمال مريوان و پنجوين تحت فرماندهى قرارگاه حمزه سيدالشهدا انجام گرفت كه هدف آن قطع ارتباط نيروهاى ضد انقلاب با رژيم بعثى عراق و آزاد سازى بخشى از ميهن اسلامى و ارتفاعات مهم منطقه، تصرف پيشرفتگى دشت شيلر، وارد آوردن ضربات اساسى بر ماشين جنگى دشمن، تصرف پادگان پنجوين و گمرك عراق، همچنين خارج كردن مريوان از زيرديد و تير دشمن بود.

در ادامه اين عمليات در روز 29 آبان، در حالى كه همه، عمليات والفجر 4 را پايان يافته مى‏دانستند با حملات رزمندگان اسلام در منطقه سردشت 20 روستا و 19 ارتفاع مهم و همچنين زندان دوله تو، كه دهها زندانى در آن دربند بودند، در اين حمله آزادى شد.

3ـ عمليات والفجر 10

در آخرين روزهاى اسفند سال 1366 استان سليمانيه عراق، بار ديگر شاهد حماسه آفرينى‏هاى قواى اسلام شد. نيروهاى مهندسى رزمى يگانهاى عمل كننده و نيروهاى جهاد سازندگى با نصب پلهاى شناور، و احداث جاده بر فراز مناطق كوهستانى و صعب العبور، زمينه عمليات بزرگ رزمندگان اسلام را فراهم مى‏آورند.

جان بركفان اسلام در طول 85 كيلومتر نوار مرزى از حد فاصل شيخ صالح تا مريوان و با عبور از رودخانه‏هاى خروشان، كوههاى صعب العبور و نفوذ در عمق خاك عراق آماده شدند تا تهاجم وسيع خود را عليه ماشين جنگى عراق و درهم كوبيدن آن آغاز كنند. در اين عمليات كه از ساعت 23 و 20 دقيقه شب در تاريخ 25 اسفند با رمز مبارك «يا رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، يا رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» و با اهداف آزادسازى بخش وسيعى از استان سليمانيه به مرحله اجرا گذاشته شد منجر به آزادى شهرهاى حلبچه، خرمال، دو جيله، بياره، طويله و بيش از 100 روستاى منطقه و تصرف بخشى از جاده‏خرمال ـ سليمانيه و سيدصادق و شهرنوسود كه مدت 7 سال در اشغال دشمن بود گرديد.

در اثر اين عمليات تجهيزات و يگانهايى بسيارى از دشمن منهدم شد و 11000 تن از نيروهاى دشمن كشته و زخمى شدند و 44000 نفر به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

رزمندگان دلير اين استان قبل از شروع جنگ و همزمان با دوران جنگ در دو جبهه ضد انقلاب داخلى و دولت بعثى عراق مردانه جنگيدند كه در جبهه اول تعداد 2220 شهيد و در جبهه دوم در مصادف با دشمن بعثى تعداد 1908 شهيد تقديم انقلاب اسلامى نمودند كه تعداد 127 تن از شهيدان، شهداى بمبارانهاى شيميايى بوده‏اند.

اسامى تعدادى از سرداران و فرماندهان شهيد اين استان عبارتند از:

1محمد باقر رحمانىفرمانده سپاه بيجار

2يوسف افشاريانفرمانده گردان

3جمال صالحىفرمانده گردان

4سيد منصور ترابيانمسئول تبليغات

5باقر منصورىفرمانده گردان

6محمدرضا ترابيانفرمانده گردان

7على اسفنديارىمسئول ادوات تيپ

8يدالله حاجيانفرمانده گردان

9حشمت‏الله رضوانىمسئول آموزش نظامى

10پرويز رحمانىمسئول واحد تبليغات سپاه

11محمد قنبرىفرمانده گردان

12هوشنگ ورتكانىفرمانده عمليات لشگر

13حبيب الله افتخاريانفرمانده سپاه مريوان

14قاسم‏نصراللهىفرمانده سپاه بانه

15حسين قمرىفرمانده سپاه سروآباد

16حسين قوجه‏اىفرمانده سپاه دزلى

17رضا چراغى فرمانده سپاه دزلى

18حسين خزانى فرمانده سپاه سرو آباد

19كريم جعفرىفرمانده سپاه اسلامدشت

20كريم احدىفرمانده سپاه مريوان

21احمد موسيوندفرمانده سپاه دزلى

22مجيد مرآتفرمانده گردان جندلو

ـ تأثيرات جنگ بر شهر و ساكنان

در طول هشت سال جنگ تحميلى، دولت بعث عراق شهرها و روستاهاى استان كردستان را مورد حملات وحشيانه هوايى و موشكى و بمباران شيميايى قرار داد و هزاران نفر را به خاك و خون كشيد و ميلياردها ريال به شهرها و روستاها و اهالى اين استان خسارت وارد كرد. مردم مظلوم، محروم و ايثارگر كردستان حملات دشمن بعثى را تحمل و شهداى بسيارى تقديم ميهن اسلامى خود كردند. در ساعت 5/10 روز پانزدهم خرداد 1363 در حاليكه مردم مسلمان بانه بر مناسبت تجديد خاطره شهداى 15 خرداد در پارك شهر اجتماع كرده بودند، ناگهان 4 فروند هواپيماى عراقى وارد حريم هوايى بانه شده بارانى از بمب آتشزا، راكت و گلوله را در ده نقطه شهر بر سر مردم بى‏دفاع ريخت و در مدت چند ثانيه گوئى زمين و آسمان آتش باران شد و لحظاتى بعد جنازه‏ها به هوا رفت و بصورت تكه گوشت بر زمين بازگشتند و يا بر شاخ و برگ درختان بر جاى ماندند.

در تاريخ 23/12/1363 در ساعت 3 بعدازظهر چندين فروند هواپيماى عراقى از چهار طرف شهر سقز را بمباران كرده كه در نتيجه دهها نفر كشته و مجروح و دهها خانه ويران شد.

در ادامه اين جنايات رژيم عراق كه در جنگ، بارها ماهيت خود را با بهره جستن از سلاح شيميايى نشان داده بود، طى عملياتى جنايت بار، شهرهاى مريوان، روستاهاى بانه و اطراف رودخانه شيلر را به طور ناجوانمردانه مورد حمله شيميايى قرار داد. از بيم تكرار بمباران هر روز مردم شهر به صحرا و كوههاى اطراف پناه مى‏بردند و شب هنگام به خانه‏هايشان باز مى‏گشتند. در روز 18 خرداد 1363 از تلويزيون بغداد و كركوك مراسمى به نمايش گذاشته شد كه در آن صدام به سينه 8 نفر از خلبانان جنايتكار كه شهر بانه را با موفقيت بمباران كرده بودند مدال شجاعت نصب نمود.

اين جنايت و حملات توپخانه‏اى و موشكى و بمباران رژيم عراق و مقاومت مردمى تا پايان جنگ ادامه داشت و تعداد 1045 شهيد ثمره مقاومت مردم استان كردستان در مقابله با حملات هوايى موشكى و گلوله باران شهرهاى استان بوده است. قابل به ذكر است كه تعدادى از مردم نيز شامل زن و بچه و پير و جوان اين استان نيز در مناطق مسكونى مورد تهاجم حملات شيميايى هواپيماى بعثى قرار گرفتند كه تعدادى از آنها به شهادت رسيدند.

مشاركت سياسى

يكى از مهمترين عوامل تشكيل دهنده شرايط سياسى، مشاركت در امور سياسى است و نهاد اصلى مشاركت سياسى، انتخابات مى‏باشد. مردم استان كردستان پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در تمامى صحنه‏هاى انقلاب حضور گسترده‏اى داشته‏اند. آنها با حضور گسترده خود در راهپيمايى‏هاى مختلف و شركت در انتخابات از نظام اسلامى حمايت نموده‏اند و خود را در سرنوشت كشورشان سهيم دانسته‏اند. در انتخابات رياست جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، مردم اين استان مشاركت فعالى داشته‏اند به گونه‏اى كه در ششمين دوره انتخابات رياست جمهورى 16/62 درصد واجدين شرايط در پاى صندوق‏هاى راى حاضر شده‏اند. ميزان مشاركت مردمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى به 04/79 درصد افزايش يافت و در دوره بعد اين ميزان با 26 درصد كاهش به 4/53 درصد رسيد.

ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس شوراى اسلامى نيز در طول سال‏هاى پس از انقلاب در اين استان فراز و نشيب‏هايى داشته است. در اولين دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 96/55 درصد واجدين شرايط در پاى صندوق‏هاى راى حاضر شده‏اند. اما در دومين دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى اين ميزان به كمترين ميزان مشاركت در طول شش دوره انتخابات گذشته يعنى 46/40 درصد واجدين شرايط رسيده است. در سومين دوره با 07/77 درصد بالاترين ميزان مشاركت را داشته است. اين ميزان در دوره چهارم به 58/59 درصد رسيده است. در پنجمين دوره ميزان مشاركت مردم 94/71 درصد بوده است.

در ششمين دوره بدون احتساب واجدين شرايط شهرستان‏هاى سقز و بانه، ميزان مشاركت مردمى 92/58 درصد بوده است. در ذيل باگذرى بر هفت دوره مجلس شوراى اسلامى تاريخ آغاز و پايان، اسامى نمايندگان مناطق مختلف استان در ادوار مختلف مورد بررسى قرار مى‏گيرد.

ـ دوره اول

در اولين دوره مجلس شوراى اسلامى كه از تاريخ 7 خرداد ما 1359 آغاز شد افراد ذيل به عنوان نمايندگان استان به مجلس راه يافتند:

1ـ حسين على رحمانى بيجار

2ـ عبدالله سورى سقز

3ـ سيد محمد امين حسنى سنندج

4ـ سيد على حسينى سنندج

5ـ نصرت‏الله هاتفى قروه

6ـ على نادى زاده مريوان

اين دوره از مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 6 خرداد ماه 1363 پايان يافت.

ـ دوره دوم

دومين دوره مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 7 خرداد ماه 1363 آغاز شد و افراد ذيل به مجلس راه يافتند:

1ـ حسينعلى رحمانى بيجار

2ـ على خرمتائى سقز و بانه

3ـ سيد على حسينى سنندج

4ـ عبدالله عطائى سنندج

5ـ محمدرضا رحيمى قروه

6ـ عبدالله تاتلى مريوان

اين دوره از مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 5 خرداد ماه 1367 پايان يافت.

ـ دوره سوم

سومين دوره مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 7 خرداد ماه 1367 گشايش يافت و نمايندگان استان بدين قرار به مجلس راه يافتند:

1ـ محمود نيازى بيجار

2ـ محمد على پرتوى سقز و بانه

3ـ عبدالكريم احمد نژاد سنندج

4ـ مرتضى زرين‏گل سنندج

5ـ محمدرضا رحيمى قروه

6ـ عبدالله تاتلى مريوان

اين دوره از مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 6 خرداد ماه 1371 پايان پذيرفت.

ـ دوره چهارم

دوره چهارم مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 7 خرداد ماه 1371 افتتاح شد و افراد زير به مجلس راه يافتند:

1ـ محمد على مقنيان بيجار

2ـ محمد على پرتوى سقز و بانه

3ـ محمدرضا رحيمى سنندج

4ـ سيد معروف صمدى سنندج

5ـ عبدالكريم احمد نژاد سنندج

6ـ سيد مسعود حسينى قروه

7ـ محمد على كريمى مريوان

چهارمين دوره مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 6 خرداد ماه 1375 پايان يافت.

ـ دوره پنجم

پنجمين دوره مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 12 خرداد ماه 1375 گشايش يافت و نمايندگان استان بدين قرار به مجلس راه يافتند:

1ـ مرتضى زرين‏گل بيجار

2ـ على نعمت‏زاده سقز و بانه

3ـ بهاءالدين ادب سنندج

4ـ سيد معروف صمدى سنندج

5ـ عزالله نورى قروه

6ـ عبدالله قاسمى‏پور مريوان

دوره پنجم مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 6 خرداد ماه 1379 پايان پذيرفت.

ـ دوره ششم

دوره ششم مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 7 خرداد 1379 آغاز گرديد و از استان كردستان افراد ذيل به نمايندگى از مردم به مجلس راه يافتند:

1ـ محمد محمد رضايى بيجار

2ـ صلاح الدين علايى سقز و بانه

3ـ بهاء الدين ادب سنندج، ديواندره، كامياران

4ـ جلال جلالى زاده سنندج، ديواندره، كامياران

5ـ سيد مسعود حسينى قروه

6ـ عبدالله سهرابى مريوان

در اين دوره شهرستان‏هاى سقز و بانه در مجلس شوراى اسلامى نماينده‏اى نداشته‏اند.

ـ دوره هفتم

نمايندگان فعلى استان (دوره هفتم مجلس شوراى اسلامى):

1ـ محمد على مقنيان بيجار

2ـ فخرالدين حيدرى سقز و بانه

3ـ هوشنگ حميدى سنندج، ديواندره و كامياران

4ـ امين شعبانى سنندج، ديواندره و كامياران

5ـ ـــ قروه

6ـ محمدعلى كريمى مريوان



منابع