ÌÓÊÌæ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ãÇ ÎÇäå  

جنگ جهانی اول در استان کردستان

از ویکی اطلس فرهنگی ایران

ویرایش در تاریخ ‏۱۸ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۱ توسط 172.16.1.19 (بحث)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری, جستجو

جنگ جهانى اول كردهاى ايران و عثمانى را به جنب و جوش و تحرك سياسى و نظامى وسيعى واداشت. اما در مركز كشور اوضاع شكل ديگرى داشت. از يك سو دولت مركزى رسما بى‏طرفى خود را اعلام داشته و جناح‏هاى ميانه رو محافظه كار هم از آن حمايت مى‏كردند.

از سوى ديگر، گروه‏هاى تند رو و انقلابى خواهان شركت ايران در جنگ بودند و اتحاد با آلمان و عثمانى را فرصتى تاريخى براى پايان دادن به حضور نامشروع دولتهاى روسيه و انگلستان در كشور و دخالتهاى نارواى آنها در امور خود مى‏دانستند.

هواداران اين طرز فكر جريان مهاجرت را به راه انداختند. در كردستان نيز برخى از شخصيت‏هاى كرد مانند شيخ محمد مردوخ، عز الممالك اردلان و عباس خان سردار رشيد با مهاجرين همراه شدند.

مردوخ همراه با روحانيان بلند پايه كردستان در سال 1333 ه .ق براى اعتراض به شيوه حكومت سردار محيى در كردستان، به تهران رفت و پس از مذاكره با گروه‏هاى هوادار اتحاد با آلمان به آنها قول همكارى داد و عزالممالك نيز همراه با مهاجرين به قم رفت.

مدت كوتاهى پس از اين رويدادها عزّ الممالك در دولت موقت به پست وزارت قوائد عامه و تجارت دست يافت و شيخ محمد مردوخ نيز در 1334 ه .ق در شهر سندج روزنامه نداى اتحاد را منتشر ساخت و همزمان با اين تحولات، عباس خان سردار رشيد كردستانى به جمع آورى نيرو براى جنگ با روسها پرداخت.

دولت روسيه كه دورا دور مراقب اوضاع بود، بيش از هر چيزى خواست از احساس دشمنانه كردها نسبت به خود جلوگيرى كند تا بتواند در صورت شكست عثمانى جاى پاى محكمى در تقسيمات عثمانى بعد از جنگ داشته باشد، وليكن در تلاش خود شكست خورد.

ايستادگى دليرانه كردها در برابر دشمن بدون كمك جدى عثمانى‏ها تا سال 1916م ادامه يافت تا اينكه با ورود قزاق‏هاى سيبريايى، معروف به دراگن هشت هزار تن از اكراد بدست آنان قتل عام شدند و سپاهيان روس در جمادى الثانى سال 1334 ه .ق شهر سنندج را اشغال كردند.

ژنرال بارتف فرمانده قواى متجاوز، رؤساى عشاير را گرد آورد و شوراى اتحاد عشايرى را تشكيل داد. روسيه ترجيح داد كه كردها را با خود همراه كند و يا دست كم از بى طرفى آنان اطمينان يابد.

در ماه شوال 1335 ه .ق كميته مجازات توسط يكى از اعضاى كرد به نام بهادر السلطنة بانه‏اى كه رئيس نظميه شهر سنندج در دوران حكومت سردار محيى بود، نامه‏اى به همراه سه اعلاميه كميته براى شيخ محمد مردوخ فرستاد و از او خواست كميته مجازات شعبه كردستان را زير نظر خود تشكيل دهد، اما شيخ با اين پيشنهاد مخالفت كرد. زيرا زمينه‏اى براى رشد كميته در كردستان سراغ نداشت و عملكرد آن را بى نتيجه مى‏دانست.

بنابر گفته عبدالله ناهيد از كردهاى طايفه فيض‏اله بيگى سقز كه در دوران جنگ اقدامات روسها را از نزديك شاهد بوده است، روسها به گرد آورى آذوقه و بى طرفى كردها در جنگ اهميت زيادى مى‏دادند و به همين منظور ژنرال نظراف فرمانده قواى روس كوشيد اين امر را با گردآورى همه خوانين كرد در منطقه سقز و بوكان به آنان تفهيم كند ولى نتيجه مطلوبى بدست نياورد. همچنين براى شهر سقز حاكمى بنام حاجى وهاب خان از سوى روس‏ها انتخاب شد كه به همراه برادرش جلال السلطنة آذوقه مورد نياز آنان را تأمين مى‏كرد.

پس از تصويب طرح سايكس ـ پيكو كه بر پايه آن سرنوشت سرزمين‏هاى امپراتورى عثمانى و آينده اقوام ارمنى، ترك، كرد و عرب (البته با توجه به منافع سه كشور روسيه، فرانسه، انگلستان) مشخص شده بود، تبليغات روسها در سال 1917 براى جذب كردها شدت بيشترى به خود گرفت.

روس‏ها با توجه به اشغال عراق به وسيله نيروهاى انگليسى، مى‏خواستند غرب ايران را از نفوذ انگليس‏ها حفظ كنند، از اين رو مى‏كوشيدند كردها را هر چه بيشتر به خود نزديك سازند.

به همين خاطر زاخارچنكو افسر سياسى ارتش روسيه در اوايل سال 1917م با رؤساى كرد در كردستان و كرمانشاه ديدار كرد و كوشيد با متقاعد ساختن رؤساى عشاير، آنان را به همكارى با دولت روسيه وادار سازد و بعدها با تلاش او پيمان نامه دوستى روسيه و روساى عشاير امضاء شد و كردهاى اورامان، مريوان و كرمانشاه تعهد كردند آذوقه ارتش روسيه را فراهم سازند.

اما كردها مواد پيمان نامه را زير پا گذاشتند و به واحدهاى ارتش روس حمله بردند. نظاميان روسى در تهران خواستار قلع و قمع كردها بودند، اما وزارت خارجه روسيه مخالف اين امر بود و به گفته گولنشيف كنسول روسيه در ماكو بهتر آن بود كه به كردها نان و آب داده مى‏شد، زيرا اين سياست تازه بيشتر نتيجه بخش بود و بر وجهه روسيه مى‏افزود.



منابع